شعرجهان/ یونس امره
علیرضا نجمی - «خبرجنوب»/ «یونس امره» متولد ۶۳۸ در سیوری حصار و درگذشت ۷۲۰، شاعر و عارف ترکیه ای بود. یونس در آناتولی بزرگ شد. یونس امره در نیمه آخر سده سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم میلادی می زیست، پیشگام شعر ترکی در آناتولی به شمار می رود. اطلاعات مربوط به شخصیت تاریخی او ناکافی و حتی متناقض است و تا حدودی با افسانهها آمیخته شده است.
یونس امره در سال ۱۲۴۰ میلادی بنا به روایاتی در شهر خوی به دنیا آمد. از اطلاعاتی کمی که به دست آمده روشن است که متأهل و دارای فرزند و دارای پسری به نام اسماعیل بوده است. اگرچه گفته می شود که او بی سواد بوده است اما طبیعی است که پیش از ورود به راه تصوف، تحصیلات مدرسه ای خوبی داشته است. می توان گفت فارسی و عربی را روان می دانست.
فوات کوپرولو میگوید که یونس امره ادبیات ایران را «به اندازه ای می دانست که از اشعار فارسی مولانا لذت برد». از برخی از دوبیتیهای او برمیآید که در جنوب مرعش، قیصری، تبریز، نخجوان، آران و شروان، بغداد و دمشق سفر کرده است. در کتاب قاموس الاعلام ترکی درباره او نوشته که وی از مردم بولی و از عرفا و از اهل ا... در عثمانی به شمار میرفت. وی زاویه ای داشت و پیوسته در آن به عبادت و ریاضت مشغول بود. چامههای او تأثیر به سزایی در ادبیات ترک از گذشته تا به امروز داشته است.
او پس از بزرگانی چون خواجه احمد یسوی و سلطان ولد می زیست و همگام با ایشان از نخستین کسانی بود که به جای زبان عربی و فارسی، زبان ترکی را برای کتاب هایش برگزید. زندگی او درویشانه بود و روایت های زندگی او در مکتوبات غالباً با افسانه سازی همراه بوده و کتب ترجمه و تذکرهها غالباً او را از دراویش قرن نهم شمرده اند. دیوان اشعارش نشانگر آن است که اهل سیر و سیاحت بوده و به سرزمینهای بسیاری سفر کرده است. پیروان ادبی مانند عاشق پاشا و قایغوسوز ابدال داشته است و بر شعر ترکی پس از خود تأثیر ژرفی گذاشته است.
دیوان او مجموعه ده دوازده هزار مصراع شعر است که به الهی مشهور است و اکثراً نه بر وزن عروضی که بر وزن هجایی، وزن شعر باستانی و فولکوریک ترکی است و ویژگیهای زبانی شیاد حمزه و اشعار ترکی سلطان ولد و گلشهری و عاشق پاشا را به یاد میآورد. همان گونه که بعد از سید عمادالدین نسیمی، نسیمیهای دیگری پیدا شدند و به سبک و شیوه وی شعر سرودند، پس از یونس امره نیز یونسهای چندی ظهور کردند و اشعاری یونس وار سرودند. این است که کسی تاکنون نتوانسته است تعداد واقعی اشعار خود یونس امره را تعیین کند.
یونس امره از شاعران ادبیات ترکی غربی است. ترکی ایرانی و ترکی آناتولی از شاخه های ترکی غربی اند. درباره زندگی او چیز زیادی نمی دانیم احتمالا در قرن هفت و هشت زندگی می کرده است. در برخی تذکره ها آمده او از یاران مولانا جلال الدین بوده و اشعارش نشان می دهد بی تردید گرایش صوفیانه داشته است. یونس در اشعارش همواره از مرشد خود «طپدوق امره» به نیکویی یاد میکند و در شعری می گوید: «یونس شاهینی شده است نشسته بر بازوی طپدوق، او دیگر کبوتر خانگی نیست و به شکار می رود». اشعارش ساده و زیبایند و شبیه سادگی و زیبایی اشعار باباطاهر در ادبیات فارسی.
یونس اصلیترین نماینده زبانهای گفتاری و نوشتاری ترکان اوغوز در آن سرزمین است. او نقش مهمی در شکل گیری شیوه ای داشت که اکنون با نام ترکی قدیم آناتولی شناخته می شود. شیوه مذکور نخستین برگ از دفتر زبانی است که امروز نام ترکی ترکیه بر آن نهاده شده است. یونس امره یکی از نامدارترین چهرههای ادبیات ترکی، شاعر متصوفی است که توانست از عناصر ریشه دار فرهنگ ترکان در بیان مفاهیم عرفان اسلامی بهره گرفته، با سرودههایش به دل مرده مردمان نفسی تازه ببخشد و ایشان را با عشق ناب و حقایق الهی آشنا کند. او هم عاشق بود و هم واعظ.
در منابع قدیمی نام و تخلص شاعر، همواره یونس امره ذکر شده اما او گاه در شعرهایش از تخلصهای زیر هم استفاده کرده است: یونس، عاشق یونس، بیچاره یونس، قوجا یونس، یونس ددهم، تاپدوق یونس، مسکین یونس و درویش یونس. از یونس امره دو اثر به جا مانده است: رساله النصحیه (کتاب اندرز) و دیوان الهیات (شعرها). رساله النصحیه پند نامه ای است متصوفانه که سال 707 هـ.ق در قالب مثنوی و با هدف شرح مراحل سیروسلوک معنوی سروده شده است. رساله با یک مثنوی سیزده بیتی در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن آغاز می شود سپس بخش منثور آن آغاز میشود و بعد مثنوی اصلی که در وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن سروده شده آورده شده است. رساله با احتساب سیزده بیت آغازین، ششصد بیت دارد. دیوان الهیات تجلیگاه هنر اصلی یونس امره است. عشق و ایمان شاعر، اندیشههایش پیرامون توحید و زیباییهای الهی به صورت تمام قد در این مجموعه بازتابانیده شده است. یونس در دیوانش افزون بر شعرهای عرفانی و نطق یا نفس، اگرچه بسیار اندک طبع خود را در انواع شعری مناجات، نعت، استشفاء، معراج نامه، وجودنامه، صلوه نامه، نصیحت نامه، بهارنامه، شطحیه، محشرنامه، لغز و فتوتنامه نیز آزموده است.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران برگزیده آثار وی چند بار به زیور طبع آراسته گردید. از جمله کتاب عشق ایشیغی از آقای سیامک حسن علیزاده، همچنین برای اولین بار در سال ۱۳۵۵ کتابی در ۷۲ صفحه با عنوان یونس امره، شاعر انسان گرای ترک به زبان فارسی در ایران چاپ شد. یونس امره سرانجام به سال ۷۲۰ هجری قمری درگذشت. در باب محل وفات وی روایت های مختلف وجود دارد. روستاهایی هم به عنوان محل درگذشت در اسناد بکتاشیه آمده است.
گرچه یونس امره در ترکیه بیش از ایران معروف شده است اما هنوز هم طایفه های مختلف طرایق صوفیه در ایران، او را از شاعران مکتب مولویه به حساب می آورند و اشعارش را در مجالس آئینی با شور و جذبه خاصی به آواز می خوانند. گفتنی است، موسسه یونس امره یک سازمان غیرانتفاعی جهانی است که توسط دولت ترکیه در سال ۲۰۰۷ ایجاد شد. این موسسه به نام یونس امره شاعر مشهور قرن چهاردهم نام گذاری شده است. موسسه ای دولتی که با هدف ارتقاء و گسترش دوستی و افزایش تبادلات فرهنگی ترکیه با دیگر کشورها و به منظور معرفی زبان، تاریخ، فرهنگ و هنر ترکیه تاسیس گردیده است.
***
تقدیر ما چنان شد که از این دنیا برویم
سلام و درود بر آنان که مانده اند
بر کسانی که دعای خیر از برای ما
می فرستند، سلام و درود باد
اجل آن زمان که کمر ما را خم کند
و زبانمان را از تکلم بازدارد
بر آنان که حال خسته ما را
جویا شوند، درود باد
آن زمان که تنم در میانه پهن شده
و آن زمان که لباسی بدون یقه بدوزند
بر کسانی که ما را به طرز ملایمی
شست و شو میدهند سلام و درود باد
راهی شدیم به سوی دوست
بر آنان که جهت ادای نماز بر سر ما
حاضر می شوند سلام و درود باد
آنان که نمیدانند چه سان ما را درک توانند کرد؟
سلام و درود بر آنانکه میدانند
***
عبرت گرفتن گر خواهی
بنگر به این مزارها
سنگ هم باشی آب شوی
از دیدن این غارها
آنان که ثروت داشتند
انباشتند؛ بگذاشتند
یک پیراهن برداشتند
آن هم ندارد تارها
کو آن که گفتی مُلکِ من؟
می پروراندی جسم و تن؟
اکنون اطاق خوابشان
مفروش سنگ و خار ها
آنها پس بر نمی گردند
دیگر طاعت نمی ورزند
این انتظار عَبَث باشد
چون گذشته ادوارها
پس کو آن شیرین سخنان؟
کو آن غنچه دهنان؟
آن سان غایب گردیده اند
نمانده شان آثارها
آنها وقتی خان ها بودند
صاحب دربان ها بودند
حالا بیا بنگر چه شد
کو خان؟ کجا دربارها؟
نه یک در که داخل شوی
نه خوردنی سائل شوی
نه روشنی مایل شوی
روشنی ها شد تارها
از تو هم ای «یونس آمره»
گفته هایت ماندگار است
تو را هم آنچنان سازد
آن سان که کرده بارها
Admin 6 




