محیط زیست، آب، چالشها و راهکارها (بخش نخست)
استاد دکتر ناصر طالب بیدختی استاد و پژوهشگر دانشگاه شیراز با حضور در میزگرد خبرجنوب به سووالات پرسشگران خبرجنوب پاسخ داد و با ارزیابی طرح های محیط زیستی به پرسش ها پیرامون ، فرونشست ها ، شوری آب های سطحی ، آسیب های وارده به باغ های شیراز ، سد سازی ، لزوم توجه به ارزیابی زیست محیطی طرح های عمران شهری ، مسوولیت شهرداری شیراز و سایر نهادها و مردم در مراقبت از جایگاه شیراز به عنوان پایتخت زیست محیطی شهرهای آسیا پاسخ داد.
دکتر ناصر طالب بیدختی استاد و پژوهشگر دانشگاه شیراز در میزگرد خبرجنوب
دکتر ناصر طالب بیدختی مدرک کارشناسی خود را در ایران گرفت و مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشتهی آب و محیط زیست از دانشگاه ایالتی اورگان آمریکا اخذ کرد. از سال 1363 در بخش مهندسی راه و ساختمان و محیط زیست دانشکدهی مهندسی دانشگاه شیراز مشغول به تدریس، پژوهش، مشاوره و فعالیتهای آموزشی و ترویجی شد. اکنون استاد دانشکدهی مهندسی دانشگاه شیراز و عضو فرهنگستان علوم ایران و بسیاری فعالیتها در زمینهی مسائل آب و محیط زیست در طول چهل و اندی سال انجام داده و میدهد. سالها پیش با راهاندازی انجمن توسعهی سبز در خصوص فعالیتهای عامالمنفعه در زمینههای ایجاد فرهنگ محیط زیست و ترویج آن به صورت یک انجمن مردمنهاد تأثیرات بسیاری در شیراز، استان فارس و منطقهی جنوب کشور داشتند. گفتوگوی یکساعت و نیمهی ما را با ایشان بخوانید
س: ضمن خوشآمد به جناب دکتر بیدختی برای شرکت در این نشست و گفتوگو. در رابطه با تأثیری که برداشتهای بیرویهی آب و همینطور خشکسالی در طول دهههای گذشته بر فرونشست زمین داشته، در اصفهان و همینطور در شیراز و فارس بهخصوص بر اساس عکسهای اخیر در نقش رستم و سایتهای باستانی، فرونشستهای شدید و عمیقی را شاهد بودیم که تهدیدی جدی برای آثار باستانی به شمار میروند. سؤالم این است که آیا در این رابطه مطالعاتی انجام شده و موضوع از نظر فضای دانشگاهی که شما نمایندهی آن هستید، چهقدر جدی است؟ چون خودِ فرونشست، جزو تأثیرات بلند مدتِ مشکلاتِ آب و مسائل زیست محیطی محسوب میگردد. آیا دانشگاه مداخلهای کرده یا هشداری داده؟
دکتر طالب بیدختی: من ابتدا لازم میدانم اشاره کنم به این نکته که چرا ما با اینهمه چالشهای محیط زیستی مواجه شدیم. با دیدگاه جهانی اگر نگاه کنیم از دهههای 30 و 40 میلادی، اکثر کشورهای دنیا به دنبال ایجاد توسعه بودند. این توسعه را سعی کردند به هر شکلی هست با توجه به بازار جهانی و اقتصاد کلان جهانی، جلو ببرند، هم اشتغال ایجاد کنند و هم تولید ثروت کنند. پس از مدتی متخصصان و دانشمندان محیط زیست این هشدار را دادند که نگاههای توسعهگرا، کوتاه مدت بوده و بنابراین جهان در حال توسعه دارد چالشهای محیط زیستی بسیاری ایجاد میکند. به همین دلیل شروع کردند به فعالیتهایی در جهت جلوگیری از این آسیبها. کتابها و مقالات بسیاری نوشته شد و گروههای حافظ محیط زیست بسیاری تشکیل شدند که با توسعه به شکلی که باعث تخریب منابع زیستی شود، مخالفت کردند. مثل حزب سبز و انجمنهایی از این قبیل. سپس از طریق سازمان ملل جلساتی گذاشتند، در ریو برزیل با حضور نمایندگان اکثر کشورهای دنیا و با همکاری سازمان ملل و پس از جلسات مختلف بیانیه دادند که نگاه توسعهگرا بدون نگاه زیست محیطی را حذف کنند و این جلسات از آن زمان هر 10 سال یکبار برگزار میشود. در آخرین نشست در سال 2015 در پاریس تصمیمات خوبی گرفته شد و موضوعی که تصویب شد این بود که همهی کشورهای عضو، متعهدند مبانی توسعهی پایدار را مبنای کار خود قرار دهند. بحثهای مختلف هست، مباحث توسعهی پایدار، آمایش سرزمین، تابآوری و... به نظر من همهی اینها با هم ارتباط تنگاتنگی دارند.
«توسعهی پایدار» توسعهای ست که، هم نسلهای حاضر از آن بهرهمند شوند و هم نسلهای آینده را بهرهمند کند و هیچ اثر سوء برای استفادهی نسلهای آیندهی بشر نداشته باشد.
«تابآوری» هم یعنی اگر یک سیستم، یک محله، یک شهر یا یک کشور، فشاری از نظر چالشهای زیستی و محیط زیستی را متحمل شد، بایستی شرایط بهگونهای باشد که بتواند بهسرعت به شرایط اولیه و متعادل برگردد.
بحث «آمایش سرزمین» هم این است که با توجه به پتانسیلهایی که در یک سرزمین وجود دارد، باید در حد تحمل سیستم آن سرزمین ( فضا، محیط زیست، جمعیت و اشتغال) بهرهبرداری بهینه انجام شود و نه بیشتر از آن. چون ممکن است اثری برگشتناپذیر روی محیط زیست مردم آن کشور ایجاد شود. به طور مثال اگر ما در منطقهای کمبود آب داریم، آنجا کارخانه و صنایع ایجاد نکنیم. و.. در نهایت بر این عقیدهام که در گزینش توسعه یا حفظ محیط زیست، چیزی که صحیح است ایجاد تعادل بین این دو است. چیزی میانهی توسعه و حفظ محیط زیست.
دکتر طالب بیدختی: خب در بحث ایران اگر نگاه کنیم و پارامترهای مختلفی که در این موضوع نقش دارند را ببینیم و همینطور عدم قطعیتهایی که وجود داشته، بحث مربوط به تحریمها را در نظر بگیریم، موضوع تغییر اقلیم را به ذهن بیاوریم، سیاستهای کلان کشور را مد نظر قرار دهیم و..، در این چهل پنجاه سال اخیر، ما از منابع طبیعی کشور استفاده کردهایم برای اقتصاد، اشتغال و تولید ثروت.
همین یکسو نگری، چالشها و مشکلات بسیاری برای ما ایجاد کرده. مثالها زیاد است. مثلن بحث خودکفایی گندم که چهار دهه پیش مطرح شد. بایستی شاخصها در نظر گرفته میشد که متاسفانه نشد. شاخصهایی مثل انرژی، ناترازی آب، ناترازی انرژی و... در تمام مسائل شاخصهایی وجود دارد. در بحث آب (سوال اول شما) باید دید شاخصها چه میگویند؟ شاخصهای جهانی میگویند نبایستی بیش از 40 درصد از منابع موجود را استفاده کرد. این درصد، نهایت است. ما متأسفانه در برخی از سالها بیش از 90 درصد یا حتا 100 درصد منابع آبیمان را مصرف کردهایم. این یعنی ورشکستگی آبی، یعنی فاجعه. شاخص دیگر، حد تحمل منابع است. نبایستی به گونهای برداشت و مصرف از منابع آب زیرزمینی صورت بگیرد که از حد تحمل آن بگذرد. آنها را باید گذاشت برای شرایط اضطراری مثل خشکسالیها. شاخص سوم سرانهی آب تجدیدپذیر برای هر نفر است. این شاخص میگوید بر حسب جمعیت یک کشور باید برای مصرف آب سالانه اندیشید. سالهای دههی سی و چهل خورشیدی بر حسب جمعیت و بارندگیهایی که داشتیم و بر حسب متر مکعب برای هر فرد 4 تا 5 برابر اکنون آب داشتیم و منابع تجدیدپذیر وجود داشت. اکنون رسیدهایم به تنش آبی و بحران آبی.
س: متأسفانه همانطور که اشاره کردید استفادههای بیرویه در حوزهی آب و حفر چاههای عمیق و بسیار عمیق، بهخاطر فشار بر بخش کشاورزی، در برخی بخشها تنش آبی را به حد نهایت رسانده، در حدی که برخی روستاها خالی از سکنه شدهاند یا دارند میشوند.
دکتر طالب بیدختی: بله همینطور است و ما از لحاظ علم مهندسی آب در همین زمینهی کشاورزی باز هم یک سری شاخص داریم که اگر رعایت شوند، هم برای کشاورزان تولید ثروت میکند و هم تنش آبی برای منابع زیرزمینی آب ایجاد نمیشود تا آنجایی که الان رسیدیم به این وضعیت کویر زایی در برخی بخشهای استان. یکی از مباحث، در مورد بهرهوری آب است. سوال اینجاست که ما مثلن در ازای هر متر مکعب آب، چهقدر مادهی خشک ( اعم از گندم و جو و میوه و صیفیجات و... ) تولید میکنیم؟ واقعیتها میگویند بین 750 گرم تا حدود یک کیلو و یا نهایتن 1/1 کیلوگرم. اما متوسط جهانی و شاخص جهانی دو کیلو و بیش از دو کیلو است، یعنی دو تا سه برابر تولیدی که ما داریم. پس میبینیم که بهرهوری ما در این زمینه بسیار پایین است. متأسفانه هنوز روشهای سنتی کشاورزی و تولید محصول در حال انجام است. باز در بحث آب، یک شاخص دیگر داریم به اسم «همبست آب، انرژی، غذا» و «محیط زیست» را هم من اضافه میکنم. همبست بودن یعنی اینکه ما برای آب به انرژی نیاز داریم. برای غذا به آب و انرژی نیاز داریم. بحث محیط زیست هم بحث مهم دیگریست. همهی اینها نیاز به آموزش و ترویج هم دارد که در این سالها و سالهای گذشته تلاشهایی کردیم با انجمن توسعهی سبز. جلساتی که گذاشتیم با حضور مسئولان شهرستانها و روستاها و کشاورزان و کارشناسان، برای آموزش استفادهی بهینه از منابع آبی که در اختیار دارند که بهرهوری بیشتر که تأثیر بسیار زیادی داشت اما حمایتهایی که بایسته و شایسته است، انجام نشد و گسترش پیدا نکرد.
گفت و گو از : شجاع انوری ، نیکنام خشنودی





