آیا مسیر مذاکره دوباره باز می‌شود؟ رمزگشایی از سفر عاصم منیر به تهران

آیا مسیر مذاکره دوباره باز می‌شود؟ رمزگشایی از سفر عاصم منیر به تهران

سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در شرایطی انجام می‌شود که بحث ازسرگیری مذاکرات و احیای روند اجرای یادداشت تفاهم بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ سفری که به گفته یک دیپلمات پیشین می‌تواند نشانه‌ای مثبت و شاید آخرین تلاش برای جلوگیری از تشدید فشارهای اقتصادی باشد.

کوروش احمدی در سرمقاله روزنامه شرق با اشاره به اعلام سفر منیر به تهران، این سفر را چهارمین حضور او در ایران طی سال جاری دانست و نوشت که پیش از آن نیز دو تماس تلفنی میان فرمانده ارتش پاکستان و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، انجام شده بود.

به اعتقاد این دیپلمات پیشین، منیر در حال حاضر از مهم‌ترین چهره‌های میانجی میان تهران و واشنگتن است؛ چراکه از یک سو روابط نزدیکی با دونالد ترامپ دارد و از سوی دیگر توانسته ارتباط کاری مناسبی با مقام‌های ایرانی برقرار کند.

احمدی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سفر منیر ابتکار شخصی اوست یا حامل پیامی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به تهران است. به گفته او، در صورتی که این سفر با درخواست ترامپ و برای انتقال پیامی انجام شده باشد، اهمیت آن دوچندان خواهد شد.

اختلاف بر سر مفاد یادداشت تفاهم

در شرایطی که برخی مقام‌های ایرانی از تمایل برای ورود به دور جدیدی از مذاکرات سخن گفته‌اند، یکی از مسائل اصلی، محتوای احتمالی پیام واشنگتن و میزان آمادگی دو طرف برای تعدیل مواضع است.

به نوشته احمدی، اختلاف اصلی بر سر تفسیر دو طرف از برخی مفاد یادداشت تفاهم، به‌ویژه مواد یک و پنج، شکل گرفته است. ایران از ماده نخست تفسیری دارد که توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله و خروج نیروهای آن از اسرائیل را نیز دربرمی‌گیرد. درباره ماده پنجم نیز تهران آن را مستلزم اعمال کنترل و حاکمیت ایران بر سراسر تنگه هرمز می‌داند.

در مقابل، آمریکا تفسیر متفاوتی از این مفاد دارد و ماده نخست را محدود به کنترل درگیری‌ها در لبنان می‌داند. واشنگتن همچنین عبارت مربوط به «اداره تنگه در آینده» را در چارچوب کنوانسیون حقوق دریاها تفسیر می‌کند و هدف آن را بازگشت وضعیت تنگه به شرایط پیش از جنگ و مدیریت مسائل مربوط به ترافیک و ایمنی دریایی عنوان کرده است.

تغییر رویکرد آمریکا از فشار نظامی به فشار اقتصادی

این تحلیلگر همچنین به تغییر رویکرد احتمالی آمریکا اشاره کرده و نوشته است که در هفته‌های اخیر، ادبیات واشنگتن از عملیات نظامی به سمت «عملیات اقتصادی» و «جنگ اقتصادی» تغییر کرده است.

بر اساس این تحلیل، آمریکا علاوه بر تحریم‌ها، بر فشارهای دریایی و زمینی و محدود کردن روابط اقتصادی و مالی ایران با کشورهای دیگر تمرکز کرده است. در همین چارچوب، احتمال لغو برخی معافیت‌های تحریمی و افزایش فشار بر کشورهای همسایه برای محدود کردن همکاری‌های اقتصادی و ترابری با ایران مطرح شده است.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی درباره انتقال بخشی از نفت از مسیرهای نزدیک به سواحل عمان مطرح شده که در صورت صحت، می‌تواند از میزان اثرگذاری تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم فشار بکاهد.

آیا مذاکره دوباره ممکن است؟

اکنون پرسش اصلی این است که آیا شرایط ایجادشده پس از توقف اجرای یادداشت تفاهم قابل اصلاح است و آیا تهران و واشنگتن حاضرند برای بازگشت به مسیر مذاکره، از تفسیرهای حداکثری خود فاصله بگیرند.

به اعتقاد احمدی، در صورت تعدیل مواضع دو طرف درباره مواد مورد اختلاف، امکان احیای یادداشت تفاهم و ازسرگیری روند اجرای آن وجود دارد.

در داخل ایران نیز تأکید برخی چهره‌های سیاسی بر ضرورت مذاکره و توجه به شرایط موجود، این پرسش را مطرح کرده که آیا در سیاست داخلی زمینه‌ای برای انعطاف بیشتر ایجاد خواهد شد. با این حال، به نوشته این دیپلمات پیشین، نشانه روشنی از تغییر موضع جریان مخالف مذاکره دیده نمی‌شود و مواضع مطرح‌شده در رسانه ملی نیز تاکنون از چنین تغییری حکایت ندارد.