معلم یک سرزمین
اصغر میرفردی –«خبرجنوب»/ آموزش مهم ترین و ماندگارترین تلاش انسانی است که می توان برای سعادت انسان ها به کار بست، زیرا از رهگذر آموزش، انسان ها به توانمندی و اخلاق مداری انسانی برای زیست فردی و اجتماعی خوب دست می یابند. مهارت های گوناگون شناختی، اجتماعی و ارتباطی و مهارت برای دستیابی به کار و پیشهاي شایسته یک زندگی خوب از رهگذر آموزش دست یافتنی می شود. بر این پایه، شغل معلمی و کار و تلاش برای آموزش انسان ها، از ارزش و فضیلت بالایی برخوردار است.
تلاشگران میدان آموزش، همواره در یاد و اندیشه جامعه به ویژه فراگیران، ماندگار خواهند بود. کنشگران دلسوزی که در مناطق نابرخوردار از امکانات به آموزش می پردازند، از جایگاه برجسته ای برخوردارند زیرا گونه ای نوسازی و نوزایی اجتماعی و فرهنگی را برای فراگیران رقم می زنند.
زنده یاد استاد محمد بهمن بیگی، از اندیشمندان دلسوز و دانایی بود که با ایده خلاق همراه با میهن دوستی و مسئولیت پذیری نسبت به سرنوشت مردمان زیست بوم خود، آغازگر تلاش نهادیني در عرصه آموزش عشایر بود که پیامد سازنده آن تنها برای عشایر نبود بلکه همه جامعه ایران به گونه مستقیم و غیرمستقیم از پیامدهای تلاش فرهنگی و رویه نوع دوستی ایشان بهره مند بوده و هستند. از نگاه جامعه شناختی می توان اهمیت و پیامد اندیشه و کردار فرهنگی استاد محمد بهمن بیگی را در چند محور مورد توجه قرار داد:
نخست، اهمیت فرهنگ و آموزش در توسعه، سرافرازی و کامیابی یک جامعه است. مهم ترین تجربه های توسعه ای در جوامعی رخ داده اند که آموزش را به سان پایه و بنیان مدیریت زندگی فردی و اجتماعی خود قرار داده اند و اولویت اصلی در تحول جامعه را آموزش دانسته اند. اگر دگردیسی آموزشی نبود، انقلاب صنعتی به تنهایی نمی توانست زمینه ساز دگرگونی های فراگیر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع توسعه یافته امروزی باشد. آموزش نوین هم در پدیدارسازی تحولات فناورانه کارساز بود و هم به تداوم و پویایی تجربه های توسعه اي یاری رساند. پیامد انقلاب اجتماعی و آرام امپراطور میجي در ژاپن، نمونه روشن دیگری از اهمیت و نقش آموزش برای شکوفایی و سربلندی جوامع انسانی است. زنده یاد محمد بهمن بیگی، این اهمیت را به خوبی شناخت و در برنامه کاری خود برای توانمندسازی جامعه به کار بست.
دوم، برنامه های توسعه درون زا که با مشارکت ساکنان محلی یک منطقه و یا جامعه پدیدار شود، ماندگارتر و اثرگذارتر از برنامه توسعه ای است که بدون شناخت نیازها و اقتضائات محلی و با رویه محض از بالا انجام شود. سبک مدیریت آموزشی نظام آموزش عشایری پایه گذاری شده توسط استاد بهمن بیگی نمونه ای از توسعه درون زا و توسعه از کانون اجتماع محلی بود که در ادبیات توسعه، آن را «توسعه از پایین» می نامند. تربیت معلمانی از خود عشایر برای گسترش آموزش در زیست بوم آن ها، نمونه آشکار و عملی از توسعه درون زا در ایران بود و شاید بتوان گفت نخستین نمونه از این الگوی توسعه اي در نظام آموزشی در جامعه ایران بود. در مدیریت آموزشی عشایری، آموزش دهنده و فراگیرنده از یک حوزه فرهنگی بودند و تجربه زیسته، زبان و ذائقه مشترک داشتند. درد مشترک، خواست های مشترک و کردار تعاملی برای برون رفت از بیسوادی و دست یافتن به آگاهی و دانش نوین، از ویژگی های نظام آموزش عشایری استاد بهمن بیگی بود.
سوم، گسترش آموزش در بین عشایر، آن هم با مشارکت خود عشایر، نشانگر احترام و تکریم خرده فرهنگ های گوناگون در جامعه ایرانی است. برنامه آموزش عشایری استاد بهمن بيگی، چنان تکریمی را به خوبی دربر داشت.
چهارم، آموزش عشایری به تحولات سازنده در اجتماعات عشایری و در سطح گسترده تر، به دگرگونی های سازنده فرهنگی در جامعه ایران انجامید. جوانان عشایر که بخشی از سرمایه انسانی جامعه هستند، به کنشگرانی متخصص و سازنده در برنامه های توسعه ای تبدیل شدند.
این تحول سازنده، پیامدهای خوشایندی را در زمینه های فکری و اجرایی جامعه ایرانی به ویژه عشایر داشته است. بخشی از متخصصان و کارگزاران جامعه ایرانی در رشته های مختلف در چند دهه گذشته، دانش آموختگان آموزش عشایری بوده اند و هنوز جامعه از پیامد این نظام آموزشی استفاده می کند.
زنده یاد استاد محمد بهمن بیگی، برنامه آموزشی خود را چون هنر برآمده از زیست بوم فرهنگی این سرزمین، سازمان داد و به جامعه ارائه نمود. کتاب ها و خاطرات زنده یاد بهمن بیگی، بیانگر نقش و نگار هنر نوع دوستی بر پهنه جغرافیا و زیست بوم این سرزمین است و دربردارنده روایتی انسان شناختی و جامعه شناختی از اهداف نظام آموزش عشایری و تلاش های انجام شده از سر عشق و شوق برای سربلندی ایران زمین است.
استاد محمد بهمن بیگی، معلم این سرزمین بود، دل در گرو آن داشت و می خواست حتی محروم ترین فرد عشایری از قافله دانش و فرهنگ نوین عقب نماند. وی با تلاش خستگی ناپذیر، حتی راه را برای آموزش دختران عشایر هموار نمود. همسر ایشان، بانو بی بی سکینه کیانی یکی از بانوان فرهنگی است که همگام با استاد محمد بهمن بیگی برای علم آموزی دختران عشایر گام برداشت و اکنون پس از درگذشت استاد بهمن بیگی، روایتگر نظام آموزش عشایری است و یاد و خاطره یک عمر تلاش ارزنده بنیانگذار فقید این نظام را پاس مي دارد. آموزش عشایری نمونه آشکار رویکرد «جهانی اندیشیدن و محلی عمل کردن» بود، رویکردی که نیاز جوامع توسعه نیافته است تا از رهگذر آن خود را با دانش و فناوری نوین همگام سازند.
یاد و خاطره استاد فقید، محمد بهمن بیگی که معلم نمونه سرزمین ایران بود، گرامی و راهش پر رهرو باد.
Admin 6 




