پایتخت‌زدایی فرهنگی

گفت‌وگوی «خبر جنوب» با مشاور عالی وزیر ارشاد درباره لزوم توزیع برابر امکانات فرهنگی و حمایت از هنرمندان در استان‌ها

پایتخت‌زدایی فرهنگی

زینب دانشور- «خبر جنوب»/ در حالی‌که بخش عمده‌ای از امکانات فرهنگی کشور در پایتخت متمرکز مانده، هنرمندان بسیاری در استان‌ها از کمبود زیرساخت، فضای اجرا و حمایت‌های مادی و معنوی رنج می‌برند. این شکاف، نه تنها به تضعیف عدالت فرهنگی انجامیده، که سبب خاموشی بسیاری از استعدادهایی شده که می‌توانستند آینده هنر ایران را رقم بزنند. در گفت‌وگویی با محمدمهدی احمدی، مشاور عالی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از برنامه‌های این وزارتخانه برای توزیع عادلانه امکانات فرهنگی و حمایت واقعی از هنرمندان در استان‌ها، به‌ویژه استان فارس، پرسیدیم.

با وجود تمرکز بودجه و برنامه‌های فرهنگی در تهران، چه برنامه‌هایی برای توزیع عادلانه این امکانات در استان‌ها دارید؟ چرا هنوز بسیاری از هنرمندان شهرستانی برای دیده شدن ناچار به مهاجرت به پایتخت‌اند؟

ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با شعار «ایران، تهران نیست» حرکت می‌کنیم. بر اساس همین نگاه، تمرکز صرف بر پایتخت را کنار گذاشته‌ایم و تلاش داریم برنامه‌های ملی را به استان‌هایی که ظرفیت اجرای آن را دارند واگذار کنیم. برای مثال، جشنواره موسیقی نواحی به بندرعباس واگذار شده، یا پیشنهاد داریم جشنواره‌هایی در حوزه فیلم کودک، هنرهای تجسمی و موسیقی به استان‌هایی مانند فارس سپرده شود.

همچنین در هفته‌های فرهنگی ایران که در خارج از کشور برگزار می‌شود، به جای استفاده از هنرمندان پایتخت، از هنرمندان استانی بهره می‌گیریم. این کار به ما کمک کرده تا چهره متنوع‌تری از فرهنگ ایران را به دنیا نشان دهیم. برای نمونه، در هفته فرهنگی ایران در قطر، چند هنرمند برجسته از شهرستان‌ها اعزام شدند که نشان‌دهنده ظرفیت بالای استان‌هاست.

در حوزه تصمیم‌گیری بودجه، چگونه می‌توان اطمینان حاصل کرد که زیرساخت‌های فرهنگی استان‌ها نیز مورد توجه جدی قرار می‌گیرند؟

بخشی از اعتبارات فرهنگی کشور ملی است و از تهران تأمین می‌شود، اما بخش مهم‌تری از طریق اعتبارات استانی باید پیگیری شود. ادارات کل فرهنگ و ارشاد در استان‌ها باید در جلسات شورای برنامه‌ریزی استان و فرمانداری‌ها، نیازها و اولویت‌های خود را با استدلال‌های قوی مطرح کنند تا سهم واقعی‌شان را از بودجه بگیرند. روسای ادارات شهرستانی باید نقش فعال‌تری داشته باشند و نیازهای هنرمندان را به زبان برنامه‌ریزی بودجه‌ای به مسئولان منتقل کنند.

نسل جوان استان فارس می‌گوید فرصت‌های فرهنگی و هنری کمتر از گذشته شده. برای بازگرداندن امید و انگیزه به این نسل چه برنامه‌ای دارید؟

ما دو مسیر موازی را دنبال می‌کنیم: یکی حمایت مستقیم از هنرمندان، و دیگری تقویت اقتصاد فرهنگ و هنر. صندوق اعتباری هنر بیمه‌های تکمیلی و حمایت‌های خاص برای هنرمندان در سراسر کشور را برعهده دارد. اما فراتر از حمایت، باید به هنر به عنوان یک حوزه اقتصادی نگاه کنیم.

برای مثال، صنایع دستی، نشر کتاب، تولیدات موسیقی و هنرهای نمایشی هم می‌توانند سودآور باشند. اگر هنرمندان طرح‌های خوبی داشته باشند و سرمایه‌گذاران فرهنگی پای کار بیایند، می‌توان تولید آثار هنری را به یک مسیر پایدار مالی تبدیل کرد. ما در وزارتخانه آمادگی داریم تا در ارزیابی طرح‌های هنری، کمک کنیم تا این چرخه شکل بگیرد.

آیا صنایع و شرکت‌ها نیز می‌توانند در حمایت از فرهنگ و هنر نقشی داشته باشند؟

بله، و اتفاقاً پیشنهادی در این زمینه داریم که در برخی استان‌ها نیز اجرا شده. اگر وزارت اقتصاد و دارایی اعلام کند که بخشی از سرمایه‌گذاری صنایع در حوزه فرهنگ و هنر، به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی در نظر گرفته شود، انگیزه بالایی برای کارخانه‌ها و شرکت‌ها ایجاد خواهد شد.

مثلاً اگر صنعتی در فارس هزینه‌ای برای ساخت کتابخانه یا حمایت از تولید آثار هنری اختصاص دهد، این مبلغ از مالیاتش کسر شود. این سیاست می‌تواند هم زیرساخت‌ها را احیا کند، هم به معیشت هنرمندان کمک کند.

بسیاری از زیرساخت‌های فرهنگی استان فارس یا نیمه‌کاره‌اند یا تعطیل. آیا برنامه‌ای برای احیای آن‌ها دارید؟

در شرایط اقتصادی فعلی، تأمین بودجه برای پروژه‌های عمرانی دشوار شده است، اما همان‌طور که اشاره کردم، استفاده هوشمندانه از اعتبارات استانی، جذب سرمایه‌گذاران خصوصی و تعامل سازنده با صنایع می‌تواند گره‌گشا باشد. ما در وزارتخانه تلاش می‌کنیم استان‌هایی مانند فارس، نه به عنوان «مرکز استان»، که به عنوان «کانون ملی فرهنگ» دیده شوند، و زیرساخت‌ها متناسب با این نگاه توسعه یابند.

در پایان، به نظر شما عدالت فرهنگی چگونه محقق می‌شود؟

عدالت فرهنگی فقط با سخن گفتن درباره آن محقق نمی‌شود. باید در عمل، فرصت‌های برابر برای هنرمندان در سراسر کشور فراهم شود. اگر استعدادی در شیراز یا سنندج یا زاهدان هست، باید دیده شود، حمایت شود، و فرصت شکوفایی داشته باشد. این نگاه نه یک انتخاب، که یک ضرورت است؛ ضرورتی برای بقای فرهنگ پویا و متکثر ایرانی.