هودی؛ چراغی که در ۹۱ سالگی هنوز میدرخشد
پدر تئاتر شیراز؛ کسی که خاک صحنه را با قلبش حس کرده است
بهمن پگاهراد- «خبرجنوب»/در تئاتر، اصطلاح «خاک صحنه خوردن» فقط یک تعبیر شاعرانه نیست؛ توصیف حال کسانی است که عمرشان را وقف این جادوی زنده کردهاند. رحیم هودی، پدر تئاتر فارس، در ۹۱ سالگی هنوز مصداق زنده این تعبیر است. مردی که چند ماه پیش عمل جراحی قلب و تعبیه باتری را پشت سر گذاشت و بعد از دوران نقاهت، بهجای خانه و گوشهنشینی، باز هم روی صحنه ایستاد و در سکانسهایی از تئاتر «شیرهای خان بابا سلطنه» در نقش ارباب، به کارگردانی محمدمهدی ستوده در تالار بزرگ احسان شیراز، تشویق و تحسین همگان را برانگیخت. این حضور، برای تئاتر شیراز تنها یک بازیگری ساده روی صحنه نبود؛ بلکه بیانیهای از سر عشق به هنری بود که با هیچ چیز دیگر قابل قیاس نیست.
هودی در گفتوگو با «خبرجنوب» با همان صراحت و فروتنی همیشگیاش گفت: خوشحالم که علیرغم خستگی جسم و کهولت، هنوز میتوانم روی صحنه باشم. همین یک جمله کوتاه، تمام فلسفه زندگی هنری او را در خود خلاصه کرده است. او خستگی جسم را میپذیرد، اما تسلیم نمیشود؛ چون صحنه برای او نه محل کار، که نوعی نفس کشیدن است. مصداق سخنان وی همین معنا را تداعی میکند: حضور مردم در هر صحنه، برای من تجلی امور تئاتر و نمایش این هنر است و در ادامه حرفهایش این شعر را بیان کرد:
هنر گوهری پاک و تابنده است / هنر را هنرمند زاینده است
خردمند مردم، هنر پرورند / که این هر دو بیشک ز یک گوهرند
به شهری که در آن هنر راه نیست / بر آن همچو شهر خموش باید گریست!
با این وصف، برای هودی، هنرمندی که در طول عمر پیوسته روی صحنهها درخشیده، ایستادن در کنار جوانان خودش یک درمان است؛ قوت قلبی که به نسل تازه این هنر، باور و اعتماد به نفس میبخشد. میدانستم که هودی متولد سال ۱۳۱۴ است و طبق برنامه گروه سبز دلان در فروردین ماه به دنیا آمده، اما روز آن را نمیدانستم و از او سئوال کردم، که گفت: مادرم، بعد ها که
بزرگ تر شدم به وقتی که از او سئوال کردم کی به دنیا آمدم گفت: هنوز سفره عید پهن بود که تو به دنیا آمدی! انگار دومین روز فروردین ماه بود؛ یک روز بهاری.
فرق تئاتر امروز با دیروز
هودی در پاسخ به این پرسش «خبرجنوب» که فرق تئاتر امروز با ایام جوانی شما چیست، اینگونه پاسخ داد: تئاتر دیروز، تئاتری بود که با کمترین امکانات، بیشترین خلاقیت را میطلبید. صحنهها ساده بودند، نورپردازیها محدود و بازیگران ناچار بودند همه چیز را با بدن، صدا و تخیل خود بسازند. در آن روزگار، تئاتر بیشتر یک آیین جمعی بود؛ مردم برای دیدن نمایش میآمدند، نه فقط برای سرگرمی.
اما تئاتر امروز با تکنولوژی، نورپردازی حرفهای، صداگذاری پیشرفته و امکانات دیجیتال، چهرهای متفاوت یافته است. با این حال، هودی بهعنوان کسی که هر دو دوره را زیسته، بر این نکته تأکید دارد که ابزارها تغییر کردهاند، اما جان تئاتر همان است؛ ارتباط زنده و بیواسطه با تماشاگر. او بیان کرد: اگر این ارتباط از دست برود، هیچ تکنولوژی نمیتواند جای آن را پر کند. تفاوت اصلی، شاید در جسارت و صبر باشد؛ جوانان دیروز با کمبود امکانات میساختند و جوانان امروز باید با فراوانی امکانات تئاتری ، اصالت را حفظ کنند.
قلم و کارگردانی؛ انگیزه همیشگی
هودی در سال ۹۳ هنگام تجلیل از او، از قلم و کارگردانی، بهعنوان انگیزه اصلی خود برای قرار گرفتن روی صحنه تئاتر نام برده بود. حالا پس از سالها، همان پرسش را دوباره مطرح کردیم: آیا همچنان این توصیه را برای هنرمندان جوان تکرار میکند؟ پاسخ او بیشک مثبت است: قلم، یعنی تفکر؛ کارگردانی، یعنی سازماندهی و هدایت این تفکر به سمت اجرا. هنرمندی که فقط بازیگر است، ممکن است در نقشها محدود بماند، اما هنرمندی که مینویسد و میاندیشد، جهانهای تازه میسازد.
در تئاتر امروز، جوانان بیش از همیشه به نوشتن و کارگردانی نیاز دارند. بازار مصرف فرهنگی، اغلب آنها را به سمت تقلید و تکرار سوق میدهد، اما هودی از تجربه خود میگوید که ماندگاری در هنر، همچون حکایات گلستان سعدی و آثار کلاسیک ایران و دنیا، تنها با خلق آثار اصیل ممکن است.از حافظ شیرینسخن میپرسم؛ میگوید: بله، چرا که نه. خود من از این بیت حافظ که میگوید:
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیمشبی دفع صد بلا بکند، نمایشنامهای نوشتم که کمی تا قسمتی طنز از آب درآمد و موفق هم بود. میخواهم بگویم که خوراک اصلی تئاتر همان داشتن نمایشنامه قوی برای اجراست. بهطور مثال، اولین کاری که من در آن به ایفای نقش پرداختم و خود کارگردان آن بودم، کاری ازسیدعبدالحسین نوشین بود؛ وی نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر، شاهنامهپژوه و از مصححان شاهنامه مشهور به مسکو بود. موش و گربه عبید زاکانی و شاهنامه نیز منبع خوبی است؛ مثلاً همان رستم و سهراب و غیره. البته میخواهم این
را اضافه کنم که این متون قوی، گنجی پیش روی جریان تئاتر امروز ما هستند، اما هنر نمایشنامهنویس این است که این جریانها را بهروز و با استفاده از امکانات تئاتر، به دل تماشاگران بیندازد.
در نهایت، هودی خود نمونهای است از کسی که هم بازیگری کرده، هم نوشته و هم کارگردانی؛ و همین تنوع، عمر هنری او را به نزدیک هشت دهه رسانده است.
پیام به جوانان تئاتر شیراز
در تئاتر «شیرهای خان بابا سلطنه»، هودی بیشتر با عوامل جوان سر و کار داشت. این هم نشینی چندین نسل با هم برای خلق یک اثر تئاتری، برای او فرصتی بود تا تجربهاش را منتقل کند و برای جوانان، الگویی زنده باشد. او برای هدایت این جوانان و رونق تئاتر شیراز، چند حرف اساسی دارد:
اول، صبر و تمرین. تئاتر هنر لحظههاست، اما پشت هر لحظه، ساعتها تمرین و تکرار نهفته است. جوانان باید یاد بگیرند که موفقیت یکشبه در تئاتر وجود ندارد.
دوم، احترام به متن و تماشاگر. تئاتر بدون تماشاگر معنا ندارد؛ پس باید برای او ارزش قائل شد و هر اجرا را جدی گرفت.
سوم، کار گروهی. تئاتر هنر جمعی است؛ هیچ ستارهای بهتنهایی نمیدرخشد. جوانان باید یاد بگیرند که در کنار هم، نه رقیب یکدیگر، بلکه همراه هم باشند.
چهارم، مطالعه و نوشتن. همانطور که هودی گفته، قلم و کارگردانی انگیزه او بودهاند؛ جوانان هم باید خودشان بنویسند، ایده بسازند و از تقلید صرف پرهیز کنند.
و پنجم، عشق. بدون عشق، تئاتر فقط یک شغل است؛ اما با عشق، یک زندگی است. هودی در ۹۱ سالگی هنوز عاشق است و همین عشق، چراغی است که راه جوانان را روشن میکند.
سخن آخر
و ختم کلام این است که پدر تئاتر فارس، در نود و یک سالگی به ما یاد میدهد که هنر، سن و سال نمیشناسد. او با وجود خستگی جسم، هنوز روی صحنه میرود و همین حضور، برای نسل جوان یک درس بزرگ است: تا وقتی عشق باشد، صحنه منتظر توست. تئاتر شیراز و ایران، به وجود چنین هنرمندانی افتخار میکند؛ هنرمندانی که نه فقط با بازی، بلکه با بودنشان، چراغی به نورافشانی میپردازند و راه را برای دیگران روشن نگه میدارند.
استاد رحیم هودی نمونهای است از تداوم؛ پلی میان دیروز و امروز تئاتر. اگر جوانان این پیام را بشنوند که «قلم، کارگردانی، صبر و عشق» چهار ستون ماندگاری در این هنر هستند، بیشک آینده تئاتر شیراز و ایران روشنتر خواهد بود. پس چراغی که هودی روشن کرده، هرگز خاموش نخواهد شد؛ چون او خاک صحنه را نه با کفش، بلکه با قلبش لمس کرده است.
ادمین ۵ 




