گزارش ویژه خبرنگار ما از آخرین بازی رضا کاظمی و روایت جانکاه مادری که همه چیز را از نزدیک دید

شنبه سیاه بسکتبال فارس؛ رضا رفت، یک سؤال ماند

شنبه سیاه بسکتبال فارس؛ رضا رفت، یک سؤال ماند

قاسم محمدی «خبرجنوب» /قرار بود صبحی ورزشی و پر از هیجان باشد؛ مادری همراه پسر جوانش راهی سالن دانشگاه آزاد اسلامی صدرا شده بود تا بازی او را تماشا کند. رضا کاظمی هم مثل همیشه با انگیزه آمده بود؛ برای بازی، برای تیمش و برای لحظه‌هایی که دوست داشت مادرش از دیدن آنها خوشحال شود. هیچ‌کس نمی‌دانست چند دقیقه بعد، همین سالن به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که یک مادر، آخرین تلاش‌ها برای نجات فرزندش را فریاد خواهد زد.

مادر رضا در گفت‌وگو با خبرنگار ما، با صدایی که بغض اجازه نمی‌دهد آرام بماند، از آن صبح تلخ می‌گوید:
«پسرم خیلی خوشحال بود. من هم خیلی خوشحال بودم. با هم آمدیم صدرا، دانشگاه آزاد اسلامی. آمده بودیم بازی‌اش را ببینیم. کوارتر اول خیلی خوب بودند. عالی بازی کردند و حدود ۲۹ بر ۱۵ جلو افتادند. همه چیز خوب بود… تا اینکه رضا آمد روی نیمکت نشست.»

مادر مکث می‌کند؛ مکثی سنگین که انگار دوباره او را به همان لحظه برمی‌گرداند.

«*شاید ۲۰ ثانیه هم نگذشته بود… ناگهان افتاد. از حال رفت*. همه ریختند دورش. پزشک تیم آمد، اما امکانات لازم برای احیا وجود نداشت. وسیله‌ای نبود. CPR انجام می‌دادند. من هم خودم چند بار برای نجات پسرم تلاش کردم. به سینه‌اش می‌زدم و فریاد می‌کشیدم؛ می‌گفتم کمک کنید… یکی کاری بکند…»

این روایت فقط حکایت یک مادر داغدار نیست؛ روایت چند دقیقه‌ای است که شاید هر ثانیه آن می‌توانست سرنوشت یک جوان را تغییر دهد.

*مادر رضا می‌گوید: «آمبولانس آنجا نبود. بعد از تماس‌های زیاد، اورژانس آمد. عملیات احیا را ادامه دادند، دستگاه وصل کردند و بعد رضا را به بیمارستان خاتم‌الانبیا بردند. من دیگر پشت در ماندم… بعد خبر فوت پسرم را به من دادند*.»

و حالا یک مادر مانده و خانه‌ای که دیگر صدای رضا در آن شنیده نمی‌شود.

«نمی‌دانم چه بگویم… نمی‌دانم چه کار باید بکنم. فقط می‌پرسم چرا؟ چرا این اتفاق برای من افتاد؟»

*رضا رفت؛ اما یک مطالبه جدی باقی ماند*

مرگ رضا کاظمی نباید تنها به چند پیام تسلیت ختم شود. *این حادثه، بار دیگر ضرورت جدی گرفتن ایمنی در مسابقات ورزشی* را یادآوری می‌کند.

آیا می‌توان مسابقه‌ای را بدون حضور آمبولانس مجهز و تجهیزات لازم برای احیای قلبی ـ ریوی آغاز کرد؟

از نگاه جامعه خبرنگاران ورزشی، پاسخ روشن است: *سلامت ورزشکار باید خط قرمز باشد*.

هر مسابقه، در هر رشته و در هر رده سنی، باید با پیش‌بینی کامل شرایط اضطراری برگزار شود. آمبولانس مجهز، تجهیزات احیا و نیروهای آموزش‌دیده نباید پس از وقوع حادثه به فکرشان بیفتیم؛ این امکانات باید پیش از شروع مسابقه در محل حضور داشته باشند.

*رضا کاظمی دیگر به زمین برنمی‌گردد؛ اما اکنون مسئولان ورزش فارس باید به یک سؤال مهم پاسخ* دهند:

*برای اینکه فردا، مادر دیگری در کنار یک زمین ورزشی همین فریادها را سر ندهد، چه اقدامی قرار است انجام* شود؟

*رضا رفت؛ اما صدای مادرش نباید در سکوت گم شود.*

هشداری که نباید دوباره نادیده گرفته شود

این نخستین بار نیست که درباره ضرورت تأمین امنیت و امکانات امدادی در مسابقات ورزشی هشدار داده می‌شود. روزنامه خبر نیز بارها بر این نکته تأکید کرده است که هیچ مسابقه‌ای، در هیچ رشته ورزشی و در هیچ رده سنی، نباید بدون پیش‌بینی کامل امکانات امدادی برگزار شود.

حضور یک آمبولانس مجهز و آماده، به‌ویژه برخورداری از تجهیزات احیا، دستگاه شوک و سایر ملزومات فوریت‌های پزشکی، یک ضرورت است؛ چرا که در چنین لحظاتی، گاهی تنها چند ثانیه می‌تواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد. حادثه رضا کاظمی بار دیگر نشان داد که این هشدارها را نباید به فردا موکول کرد؛ ایمنی ورزشکار باید پیش از آغاز هر مسابقه تأمین شده باشد، نه پس از وقوع حادثه.