نقدی بر «تاریخ سروده ها ومناسبت ها» تالیف کاظم صداقت
به تازگی مجموعه ای با عنوان «تاریخ سروده ها ومناسبت ها» تالیف نویسنده پر کار و صاحب آثار چندی در حوزه ادبیات کاظم صداقت به زیور چاپ آراسته شده که بدون مبالغه ،سبک و سیاق آنچه از دیدگاه شیوه نگارش و چه از جهت ابتکار در عنوان «تاریخی-ادبی» کاری تازه محسوب می گردد.
سیداکبر هاشمی پور
ابتدا نویسنده در مقدمه کوتاه خویش به طرزی اخلاققی و متواضعانه و شاید هم درمسیر گفتاری متعارف، آن چه را که به طور نسبی سبب ایجاد نواقص احتمالی شده، به اعتراف نشسته است زیرا این مجموعه علاوه برکنکاش و مطالعه نویسنده و بهره گیری از آثار متعدد تاریخی و ادبی و همچنین محفوظات ذهنی خود به طور شفاهی و اخبار رایج سال ها از بزرگان و متقدمان این حوزه استفاده کرده است. از این رو نویسنده مجموعه با نگرش بر خطای حافظه و دگرگونی مآخذ و اختلاف روایات مخاطب را زنهار می دهد که این مجموعه نیز به مانند هر تألیف و تدوینی امکان وجود نواقصی باشد که در چاپ های بعدی یقین برطرف خواهد شد.
اما صرف نظر از تعارفات معمول نویسنده در مقدمه کوتاه مجموعه، باید گفت نقدکلی و در بررسی کتاب موجود، شیوه ای عالی برای آگاهی دادن به خوانندگان از یک اثر ادبی است، و یقین انتظارات مخاطبان خویش را برآورده خواهد کرد. مجموعه«تاریخ سروده ها ومناسبت ها» تلفیقی ازمطالب و رویدادهای تاریخی مهم و ایراد شعر و ادبیات راجع به آن موارد تاریخی و یا به اشاره مولف، مناسبت دقیق ایجاد آن اثر ادبی و هنری و تاریخی است. به طور مثال مناسبت سرایش اشعار «آیینه عبرت» خاقانی و انگیزه سرودن چنین اشعار تاریخی ادبی چه بوده است؟ واقعه مسجد گوهرشاد مشهد به چه مناسبتی رخ داد؟ به راستی اولین شعر ورزشی در ایران با کدام مناسبت سروده شد؟ بهانه سرودن تصنیف «ناله مرغ اسیر» از عارف قزوینی چه واقعه تاریخی بوده است؟ «این شعر وتصنیف که توسط عارف قزوینی سروده شده،مربوط به دوران استبداد صغیر است که پس ازبه توپ بستن مجلس شورای ملی توسط سربازان قزاق و به فرماندهی «کلنل لیاخوف» روسی و به دستور محمدعلی شاه، پادشاه مستبد قاجاری است.
ناله مرغ اسیر، این همه بهر وطن است
مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است
جامه ای کو نشود غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن وکم ازکفن است
نویسنده کوشیده است تا به این علل و مناسبت های تاریخی لباسی ادبی بپوشاند. بدیهی است که زنده شدن «تصویر خیال» در ذهن هنرمندان شعر وادب البته یک کنش و یا به عبارتی جرقه ای نیاز دارد که در مجموعه حاضر مولف، علل و مناسبت های دقیق وقایع تاریخی ادبی را پاسخ داده و بدینوسیله بر دانش خوانندگان افزوده است. از مشخصات و یا به تعبیری از محسنات این مجموعه عدم دخالت نویسنده در نگارش و نوع رویدادها و همچنین تغییراتی در اصل ماجرا و مناسبت های تاریخی می باشد به طوری که اصالت تاریخی و ادبی مناسبت سروده ها کاملا حفظ شده است مثلا هنگامی که به واقعه مرگ شاه محمود برادر شاه شجاع قلمفرسایی می شود، به هیچ شرط و انگیزه درونی به توجیه و طرفداری از هیچ یک از شاهزادگان بر نمی خیزد بلکه واقعه جنگ اختلاف دو برادر را شرح داده و پس از مرگ شاه محمود در اصفهان، شاه شجاع رباعی زیر را در باره برادرش چنین می سراید:
محمود برادرم، شه شیر کمین
می کرد عداوت، ازپی تاج و نگین
کردیم دوبخش، تا بیاساید خلق
او زیر زمین گرفت و ما روی زمین
نوع و شیوه نگارش نویسنده، در نقل مناسبت ها در این مجموعه، زمینه های تاریخی دارد البته نه تاریخ محض و متکلف به مثابه تاریخ نویسان و منشیان دربارها بلکه صداقت با شگردی خاص، حوادث و مناسبت ها را ساده و روان به نگارش
درآورده است. اگر چه آن حوادث همان پیچیدگی خاص خود را داشته است مانند جنگ های ایران و روس در دوره قاجاریه و یا جنگ چالدران بین شاه تهماسب صفوی و سلطان سلیم پادشاه عثمانی. پر واضح است که هنر نویسنده در عرصه القای معانی و هدف نهایی، گزینش شیوه ساده نویسی و یا نثر «مرسل» می باشد که با این قالب ادبی ساده، هم به القای مطالب تاریخی پرداخته شده و هم به فهم همگانی مناسبت های آن واقعه که گاهی در کسوت حکایات دل انگیزی بیان می گردد. باید گفت که ساده نویسی یکی از مشخصه های این مجموعه به شمار می رود. آن چنان که از تشریح تاریخی که ذهن خواننده را به حواشی حوادث و خشونت جنگ ها سوق می دهد، کاملا خودداری شده و به تعبیری، مولف رویدادهای تاریخی و مناسبت ها را به زبان محاوره و بر معیار شناخته شده فن ادبیات و شعر قرین نموده است. همچنین جهت همه مخاطبان قابل فهم و برداشت مقاصد تواند بود. به هر تقدیر مخلص کلام اینکه شیوه نگارش ساده و تنوع فراوان مناسبت ها و نیز تازگی صورت و معنی الگویی تازه در نویسنگی است که تلفیق دو عنصر تاریخی و ادبی سبکی مناسب را تشکیل داده است و لاجرم به دل می نشیند. خلاصه نمونه ای از مناسبت ها: «نقل است که اولین فال حافظ توسط یکی از زرتشتی های شهر یزد به نام «ملاشاه جهان» از دیوان حافظ زد که این شعر آمد:
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کان سر حق ناشناسان، گوی چوگان شما
گرچه دوریم از بساط قرب و همت، دورنیست
بنده شاه شماییم وثنا خوان شما»





