فرشته روی زمین

گزارش «خبرجنوب» از دختران موفق در فارس به بهانه روز ولات حضرت معصومه (س) و روز دختر

فرشته روی زمین

سهیلا رفیعی نژاد-«خبرجنوب»/ اگر چه تبعیض جنسیتی و دیدگاه های غلط نسبت به انتخاب نحوه زندگی دختران هنوز هم دوران مجردی و فرصت ها برای ادامه تحصیل آن ها را برای درصد قابل توجهی، بخصوص در شهرهای کوچک و روستاها به بیشتر از 18، 19 سالگی نمی رساند، اما بسیاری از دختران ما هم با کنار گذاشتن موانع به مدارج بالای علمی و ورزشی و هنری دست یافته اند. در این خصوص وقتی حرف از موانع می زنیم همچنان بیشتر از همه، خانواده ها با دیدگاههای تعصب بار نقش ایفا می کنند. چرا که بسیاری از دخترانی که به مدارج عالی علمی ، ورزشی و هنری دست یافته اند پس از تلاش خود، حمایت خانواده و بعد دیگر عوامل را مهترین علت موفقیت خود می دانند. در این خصوص همچنان تعداد زیادی از دختران که آمار آنها به راحتی به ما داده نمی شود زیر 18 سالگی و بطور غیر رسمی به خانه بخت فرستاده می شوند. هنوز هم در برخی شهرهای کوچک و روستاها معتقدند که دختر زیر 20 سالگی باید به خانه شوهر برود. روی دیگر سکه هم دخترانی هستند که در رفاه کامل به سر می برند و والدین هیچ چیزی برای آنها کم نمی گذارند و در عین حال اوقات با بی هدفی می گذارنند و برخی از والدین هم دخترشان را از سنین مدرسه تحت فشار قرار می دهند که حتما باید به فلان رشته بروی و مثلا پزشک شوی! به عبارتی هنوز هم علایق دختران نادیده گرفته می شود. اگر چه فرق بین این و آن از زمین تا آسمان است... در عین حال وجود دختران موفق بسیاری در استان که در عرصه های مختلف فعالیت می کنند هم نشانگر توامندیهایی است که نادیده گرفته نشده است و آنها نشان داده اند که با وجود تبعیض جنسیتی هایی که از کودکی دیده و شنیده اند، دختر بودن مانعی برای پیشرفت شان نیست. خبرنگار «خبرجنوب»  به بهانه روز دختر با سه نفر از این افراد موفق فارس گفت و گو کرده که از نظر می گذرانیم. موانعی که این دختران موفق تا کنون پشت سرگذاشته اند و راههای رسیدن به اهداف شان به عنوان یک دختربا وجود مشکلات جامعه، محور اصلی این گپ و گفت است که از نظر می گذرانیم.

*دکتر زینب یادگار دختر نخبه، دکترای اقتصاد و عضو هیات علمی دانشگاه شیراز:

از همان زمان مدرسه همیشه جزو دانش آموزان علاقه مند به درس بودم. اما اینکه رشته اقتصاد را بخواهم انتخاب کنم، بیشتر پدرم من را راهنمایی کردند.  خانواده خیلی در رسیدن من به جایگاه فعلی نقش داشتند و حمایت ها به حدی بود که من با خیالت راحت فقط به پیشرفت فکر می کردم. از کارشناسی تا دکترا را در دانشگاه شیراز گذراندم و با حمایت بنیاد نخبگان هم جذب این  دانشگاه و عضو هیات علمی شدم. در عین حال به عنوان یک دختر تلاش بسیاری کردم و بیشترین سختی ام ، برخی درس ها بود که باید می گذارندم. اما در این راه که پشت سر گذاشتم واقعیتش را بخواهید  به شخصه با  تبعیض جنسیتی مواجه نشدم چه در زمان تحصیلم و چه برای اشتغال و هیات علمی شدنم. در این مسیر چیزی که بیشتر دیدم بر مبنای روزمه و توانمندی ها بود و حداقل خود من با چنین چیزی برخورد نکردم. اما در هر صورت هنوز دیدگاهی هم در جامعه وجود دارد که دختران به سمت رشته ها و کارهای خاص بروند . به حدی که از سوی برخی هنوز پذیرفته نشده که دختر بخواهد تا مقطع دکترا ادامه دهد و  این را هم اضافه کنم که اگر حمایت خانواده نباشد ،  یک دخترخیلی برای رسیدن به ادهاف خود در جامعه سختی می کشد. اگر چه وضعیت نسبت به مثلا 10 سال پیش خیلی بهتر شده است. من 30 سال دارم و استاد دانشگاه هستم و گاهی وقتی اول ترم وارد کلاس می شوم دانشجویان فکر می کنند همکلاسی شان هستم و در عین حال سعی می کنم با دانشجویان دوست باشم . اگر چه برخی دانشجویان بی انگیزه هستند اما هنوز معتقدم ادامه تحصیل مبحث بسیار مهمی برای دختران است و درس می تواند زمینه ای برای موفقیت شان چه از لحاظ بالندگی شخصیت و چه شکوفایی توانمندی هایشان باشد و معتقدم بطور کلی ادامه تحصیل می تواند در زندگی آینده یک دختر در جامعه ما تاثیر گذار باشد و به او کمک کند. متاسفانه مدتی است که با این دیدگاه دختران و حتی پسران مواجه هستیم که آینده ای برای خود در زمینه درس نمی بینند و همین باعث شده دختران به سمت شغل هایی که مولد نیست و تحصیلات لازم ندارد بروند. اما با تمام این حرفها همچنان معتقدم راه موفقیت و پیشرفت فردی و بالندگی روحی و روانی خانمها با تحصیلات شکل می گیرد. یکی دیگر از مسایلی که خانواده ها در زمینه ادامه تحصیل دختران باید به آن احترام بگذارند، علایق و توانمندی دختران هست و بی توجهی به این مقوله هم می تواند برای آینده یک دختر گران تمام شود. در این خصوص برخی خانواده ها رشته مورد علاقه خودشان را تحمیل می نمایند و تاکید می کنم که در این باره باید به فرزندشان اعتماد نمایند.

من از همان اول به معلمی و تدریس علاقه داشتم و اگر به رشته ای غیر از اقتصاد می رفتم به این اندازه موفقیت کسب نمی کردم .  من از وقتی دانشجوی دکترا بودم تدریس می کردم و بطور رسمی از سال 99 یعنی  در26 سالگی در دانشگاه شیراز تدریس را شروع نمودم، اوایل وقتی وارد کلاس می شدم دانشجویان فکر می کردند، همکلاسی شان هستم!

امیدوارم همه دختران سرزمینم بتوانند در هر کاری وارد می شوند موفق شوند، همچنان توصیه می کنم راه پیشرفت و موفقیت شما از تحصیلات می گذرد.

در مورد یک سوال که پرسیده بودید هم، استقلال اقتصادی یک دختر قطعا مهم است و به عبارتی آرامش روانی به او می دهد و احساس بهتری نسبت به دستاوردهای خود پیدا می کند، اما تنها نکته مهم نیست و به عنوان یک تسهیل کننده و وسیله ای که مسیر رشد و موفق مان از آن بگذرد باید به آن نگاه کرد.

در مورد برخی دختران و یا پسران که از خودشان انتظار دارند یک شبه ثروتمند شوند و در همین خصوص برخی دیگر به دنبال تحصیلات نمی روند هم باید بگویم، متاسفانه مشکلی که جامعه ما با آن مواجه می باشد اختلاف طبقاتی شکل گرفته است و در همین باره ما با یک سری از افرادی مواجه ایم که از طریق کارهای واسطه گری و نامولد به یک ثروت بادآورده دست پیدا کرده اند و همین باعث شده که جنبه خودنمایی در جامعه ما به شدت افزایش یابد. این یک دلیلی است که برخی دختر خانمهایی که در خانواده های ضعیف تری هستند خیلی تحت تاثیر قرار می گیرند و مقصر، عامل بوجود آوردن چنین اتفاقی هست، که افرادی به سبب رانتی که داشته اند نه به سبب هوش و ذکاوت شان به یک ثروت بادآورده دست یافته اند و حالا همین ها دارند یک سبکی از زندگی را ترویج می دهند که باعث شود دختران ما  و حتی پسران به این نتیجه برسند، که سواد و توانمندی بیشتر نتیجه ای ندارد و در این خصوص اگر بخواهیم دنبال مقصرش بگردیم درباره اش حرف نزنیم بهتر است ... اما با همه این حرفها هنوز هم معتقدم  با درس  و تحصیل می توان پیشرفت کرد و شاید نشود به ثروت باد آورده رسید، اما به یک حد مطلوبی در زندگی می توان دست یافت.

مشکل ما همان فعالیتهای نامولد و دلال گری ها در حوزه های مختلف است که درآمد زیادی دارند، اما به تخصصی نیاز ندارند و همین انگیزه بچه ها را برای تحصیل از بین برده است. در عین حال دولت هم باید سعی کند مشاغلی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی ایجاد کند.

دکتر زینب یادگار تا کنون این موفقیت ها را کسب کرده است:

برگزیده طرح شهید شهریاری بنیاد ملی نخبگان، برگزیده طرح پسادکتری شهید چمران بنیاد ملی نخبگان، برگزیده جایزه تحصیلی شهید وزوایی بنیاد ملی نخبگان

برگزیده طرح شهید احدی بنیاد ملی نخبگان، رتبه ۱ فارغ التحصیلان دکتری تخصصی اقتصاد پولی دانشگاه شیراز، رتبه ۱ فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه شیراز، رتبه ۲ فارغ التحصیلان کارشناسی علوم اقتصادی دانشگاه شیراز و رتبه ۱ قطب ۷ المپیاد دانشجویی رشته اقتصاد.

**فاطمه بازیار دختر موفق و عضو تیم ملی پارادومیدانی نوجوانان و جوانان :

از سال 99 وارد رشته دو میدانی و پرتاب دیسک با وزنه شدم  و اگر چه به دلیل مشکل جسمی حرکتی ام روی ویلچر می نشستم اما با خودم گفتم هر کسی یک چالش در زندگی اش دارد و من هم باید چالش زندگی ام را با امید و انگیزه حل کنم. به نوعی از دیگر تواناییهایی که خدا به من داده بود استفاده کردم. حالا که 18 ساله ام راه زیادی در پیش دارم اما تا حالا با حمایت خانواده و مربی ام خانم معمر 4 مدال طلا، دو نقره و 3 برنز کسب کرده ام و عضو تیم ملی دو میدانی معلولین کشور هم هستم و آخر همین امسال هم قرار است در مسابقات جهانی ازبکستان شرکت کنم. شرایط امکانات در این راه خیلی تامین نبود و در حال حاضر هم زمین تمرین ما خاکی است و چمن ندارد. در عین حال به دختران هم سن و سال خودم و بخصوص آنهایی که دارای معلولیت هستند می گویم در مواجه با مشکلات جا نزنید و تا رسیدن به موفقیت ادامه دهید.  من با وجود سختی رفت و آمد به دلیل اینکه روی ویلچر می نشینم در روزهای گرم و سرد و بارانی تمرین کردم و سختی های زیادی را به جان خریدم، تا توانستم طعم شیرین مدال را بچشم.

**غزل کارآمد نویسنده موفق:

 ۱۶ سال دارم و  مقام‌هایی که کسب کردم این است که امسال دوتا از داستان‌هایم دوم ناحیه شد، سال ۱۴۰۰ داستانم برگزیده‌ی ناحیه شد و در دومین مهرواره‌ی ادبی کانون پرورش فکری رتبه‌ی برگزیده استان  را دارم. در سال ۱۴۰۱ در دومین جشنواره‌ی حافظ خوانی رتبه برتر کسب کردم و در سال ۹۹ در مسابقه گلستان‌خوانی و خوانش آثار سعدی در واحد آفرینش‌های ادبی و آفرین‌واره‌ی شعرخوانی موفقیت کسب کردم‌. در سال ۹۴ در جشنواره‌ی قصه‌گویی شرکت کردم‌ و به مرحله استانی راه یافتم. سال پیش در رشته‌ی نوازندگی گیتار مقام اول ناحیه را کسب کردم‌. اما اینکه چطور شد که به این راه کشانده شدم توجه خانواده ام به علایقم و حمایت های آنها بود؛ مادرم میترا یگانه شاعر هستند و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داستان‌نویسی و شعرسرایی آموزش می‌دادند و همین فضا هم در علاقه مندی و تلاش هایم بی تاثیر نبود. من از ۷ سالگی در کلاس‌های مادرم با علاقه‌ی خودم شرکت میکردم و در نشست‌های مختلفی حضور داشتم و با نویسندگان و شاعران نامی و محبوب کشور ملاقات کرده‌ام. برای مثال جدیدترین دیدارم با آقای فرهاد حسن‌زاده نویسنده‌ی رمان‌های زیبا صدایم کن، هستی، این وبلاگ واگذار می‌شود و ... بوده‌است. خلاصه این فضاها و دیدن نویسندگان تاثیر بسیاری داشته است.

اگر بخواهم در مورد موانع حرف بزنم، خوشبختانه در این زمینه مانعی سر راهم نبوده و با وجود کانون پرورش فکری همیشه کتاب‌های مورد نیاز در دسترسم بوده است و البته از مسئولان خواستارم که با توجه به گرانی کتاب بن خرید کتاب در اختیار نوجوانان اهل قلم و هنرمند قرار بدهند. اگر چه خانواده‌ی من فرهنگی هستند و برای همین خود به خود به این سمت کشیده شدم، اما خودم هم وقتی کتاب می‌خواندم حسی درونم بوجود می آمد و دوست داشتم چیزی بنویسم که احساسات مخاطب را برانگیزد.  اول راه، شعر هم می‌گفتم اما رفته رفته متوجه شدم در داستان‌نویسی پیشرفت بیشتری دارم.بسیار دوست دارم داستان‌های کوتاهم رو چاپ کنم، البته با تصویرگری خودم، چون در حال حاضر در رشته‌ی نقاشی تحصیل می‌کنم.

توصیه‌ام به دیگر دختران این است که حتما به دنبال آموختن هنر مورد علاقه‌ شان باشند، چرا که اینجوری کم کم هدفی برای هنرتون پیدا می‌کنید و زندگی شادتری برای خودتون رقم می‌زنید و حتی می‌توانید از این راه کسب درآمد هم بکنید. این رو هم در نظر بگیرید که یک روزه استاد کار نمی‌شوید و حتما تکرار و تمرین نیاز هست. هنری که انتخاب می‌کنید لازم نیست چیز بلند پروازانه‌ای باشد می‌تواند جزو ساده‌ترین چیزها باشد. با اعتماد به نفس جلو بروید من به همه‌تان ایمان دارم. خود من در زمان مدرسه از داستان‌هایی که قبلا نوشته‌ام استفاده می‌کنم، چون تمرکزم روی درس‌هاست و برایم مهمتر هست؛ اما با تکرار روزانه‌، فعالیت‌های موردنظر مثل یک روتین می‌شود و به همه‌ کارهایتان می‌رسید.