مسیری پرریسک اما ضروری

خالق نمایش‌نامه‌ی «آداب شکار روباه» :دراماتیک کردن شخصیت‌های تاریخی مستلزم کاستن نقش قهرمانی آن‌هاست

مسیری پرریسک اما ضروری

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ «آداب شکار روباه» نمایشی است که امسال از بردخون بوشهر به جشنواره‌ی فجر راه یافت. این نمایش که به قلم ابراهیم عادل‌نیا و کارگردانی حیدر احمدی خلق شده است، روایت تاریخی متفاوتی از زندگی آغامحمدخان قاجار را به نمایش می‌گذارد. آن‌جا که غلامانش به‌عنوان نزدیکترین افراد به او، در مرز بین تردید و یقین قصد جانش را می‌کنند. به بهانه‌ی انتخاب این نمایش در جشنواره‌ی تئاتر فجر با ابراهیم عادل‌نیا نویسنده‌ی اثر گفتگویی انجام دادم تا با او سفری در دل تاریخ داشته باشیم.

واکاوی خشونت در پوشش نظم و عقلانیت

عادل‌نیا در پاسخ به این سوال که آداب شکار روباه چه سالی نوشته شده و روند نگارش و تحقیق آن چگونه بوده است می‌گوید: «این اثر در سال ۱۴۰۰ نوشته شد؛ متنی که حاصل هم‌زمانی تحقیق تاریخی و تأمل نظری است. روند نگارش آن صرفاً یک بازه‌ی زمانی خطی نبود، بلکه رفت‌وبرگشتی مداوم میان مطالعه، بازنویسی و بازاندیشی در ایده‌ی مرکزی اثر شکل گرفت. آنچه برای من اهمیت داشت، نه بازسازی دقیق یک مقطع تاریخی، بلکه تحلیل سازوکارهایی بود که قدرت از طریق آیین، قانون و مناسک خود را بازتولید می‌کند.» اما متن بر چه دغدغه‌هایی استوار است؟ این نمایش‌نامه‌نویس پاسخ می‌دهد: «دغدغه‌ی اصلی متن، واکاوی خشونتی است که در پوشش نظم، عقلانیت و ضرورت تاریخی پنهان می‌شود و به‌تدریج به امری عادی، مشروع و پذیرفته‌شده بدل می‌گردد.»

تاریخ در کارهایم یک روش نگاه است

از این هنرمند عرصه‌ی تئاتر می‌پرسم آیا در آثار دیگرش نیز پرداخت به تاریخ، جایگاه ویژه‌ای دارد؟ جواب می‌دهد: «بله، تاریخ در کارهای من بیش از آن‌که یک موضوع باشد، یک روش نگاه است. در آثار دیگرم نیز تلاش کرده‌ام از تاریخ به‌عنوان بستری برای تحلیل اکنون استفاده کنم. گذشته برای من، زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند وضعیت امروز انسان، مناسبات قدرت، روان جمعی و بحران‌های اخلاقی معاصر را روشن‌تر کند. به همین دلیل، در آثار تاریخی‌ام همواره نوعی فاصله‌گذاری آگاهانه با روایت رسمی و تثبیت‌شده‌ی تاریخ وجود دارد؛ فاصله‌ای که امکان پرسش‌گری و بازخوانی انتقادی را فراهم می‌کند.»

وقتی انسان‌ها تبدیل به ماشین سرکوب می‌شوند

درون‌مایه‌های محوری «آداب شکار روباه» چیست؟ عادل‌نیا در پاسخ به این سوال می‌گوید: «این نمایش‌نامه بر محور قدرت، فریب، اطاعت و بردگی شکل گرفته است. یکی از درون‌مایه‌های اصلی متن، بررسی این پرسش است که چگونه انسان‌ها در چارچوب ساختارهای تثبیت‌شده، به عاملیت خود پشت می‌کنند و به بخشی از ماشین سرکوبِ خود و دیگری بدل می‌شوند. مسئله‌ی تکرار تاریخ، حذف دیگری و خشونتِ مشروع‌شده از طریق آیین و قانون، در لایه‌های مختلف اثر حضور دارد. در آداب شکار روباه، شکار صرفاً یک کنش فیزیکی نیست، بلکه استعاره‌ای است از فرایند قربانی‌سازی، حذف و کنترل. همچنین متن، تلاشی است برای نشان دادن این نکته که آغامحمدخان فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه نیرویی خفته در درون انسان است که بسته به شرایط می‌تواند بیدار شود و جهانِ خود و دیگری را به آشوب بکشاند.»

پیوند میان تاریخ و مسائل معاصر

نویسنده‌ی «آداب شکار روباه» دلیل اقبال اجراهای مختلف نسبت به این متن و موفقیت اجرای بردخون بوشهر برای جشنواره‌ی فجر را این‌طور تحلیل می‌کند: «به‌نظر من، اقبال به این متن ناشی از ظرفیت تفسیری بالای آن است. همواره در نوشتن تلاش کرده‌ام متن را به یک خوانش واحد محدود نکنم و امکان مواجهه‌ها و تفسیرهای متفاوت را برای گروه‌های اجرایی فراهم آورم. از سوی دیگر، پیوند میان تاریخ و مسئله‌های معاصر باعث می‌شود مخاطب احساس فاصله نکند و متن را صرفاً متعلق به گذشته نداند. اجرای بردخون بوشهر با اتکا به این ویژگی‌ها و با تمرکز بر لایه‌های پنهان نمایش‌نامه، توانست خوانشی منسجم و خلاق ارائه دهد؛ خوانشی که هم به جهان اثر وفادار بود و هم آن را به زمینه‌ی فرهنگی و اجتماعی خود پیوند زد. همین امر، موجب دیده ‌شدن اثر در جشنواره‌ی استانی بوشهر و انتخاب آن برای جشنواره‌ی تئاتر فجر شد.»

دشواری‌های نگارش نمایش‌نامه تاریخی

از عادل‌نیا می‌خواهم دشواری‌های نوشتن نمایش‌نامه بر اساس وقایع و شخصیت‌های تاریخی را بیان کند. «نوشتن نمایش‌نامه‌ی تاریخی همواره با تنشی جدی میان سند و تخیل همراه است. از یک‌سو، تاریخ مقاومت می‌کند و اجازه‌ی دخل‌وتصرف کامل نمی‌دهد و از سوی دیگر، درام، بدون تخیل امکان شکل‌گیری ندارد. دشواری اصلی برای من، عبور از روایت‌های کلیشه‌ای و رسمی تاریخ و رسیدن به لایه‌های انسانی آن است. شخصیت‌های تاریخی، زمانی قابلیت دراماتیک پیدا می‌کنند که از مقام نماد، اسطوره یا قهرمان فروکاسته شوند و به انسان‌هایی با تناقض، تردید و انتخاب بدل گردند. این مسیر هم پرریسک است و هم ضروری. در نهایت، تاریخ برای من بستری است برای پیاده‌سازی تخیل؛ تخیلی که با خون تاریخ جان می‌گیرد.»