قطعه‌ی «مگه نه» با صدای محمدرضا شجریان

 همیشه شنیدن آثار قدیمی استاد محمدرضا شجریان، یا بهتر بگویم آثار کم‌یاب ایشان، برای من، لذت‌بخش بوده. شاید لذت‌بخش، واژه‌ی مناسبی برای وصف این احساسم نباشد، اما جای‌گزین بهتری برایش پیدا نکردم.

قطعه‌ی «مگه نه» با صدای محمدرضا شجریان
: :

شجاع انوری - سرویس فرهنگ و هنر/

 همیشه شنیدن آثار قدیمی استاد محمدرضا شجریان، یا بهتر بگویم آثار کم‌یاب ایشان، برای من، لذت‌بخش بوده. شاید لذت‌بخش، واژه‌ی مناسبی برای وصف این احساسم نباشد، اما جای‌گزین بهتری برایش پیدا نکردم. تا چند سال پیش، عادت داشتم هر وقت به نوار فروشی می‌رفتم، یکی از آلبوم‌های گل‌ها یا نوارهای خصوصی استاد شجریان را سفارش می‌دادم تا برایم تکثیر کنند.

این‌کار چندسال پیش قطع شد، یک دلیل‌اش این بود که تقریبن تمام آثار گل‌ها و آثار خصوصی استاد را تهیه کرده بودم و دلیل دیگر آن هم واضح است: پیش‌رفت‌های عظیم در فضای مجازی و رایانه‌ای.

اکنون همه می‌توانند، تمام آلبوم‌های موسیقی را که جمع کردن‌شان به‌صورت فیزیکی چندسال طول می‌کشد و فضای زیادی هم اشغال می‌کند، با پرداختن بهای اندکی روی یک فلش مموری یا هارد تهیه کنند. بگذریم. حدود بیست سال پیش، تصنیفی از استاد شجریان شنیدم به نام «مگه نه». فضا و یا بهتر بگویم حال و هوای تصنیف در نخستین باری که آن را شنیدم، برایم عجیب بود.

 شاید به این‌گونه شجریانی عادت نداشتم. با گذشت زمان، کم کم رابطه‌ی بهتری با آن پیدا کردم. حالا دیگر، ماجرای من و «مگه نه»، خیلی عوض شده. «مگه نه» با بهترین و بدترین، شادترین و دل‌گیرترین، با ناکامی‌ها و کامیاری‌ها و تمام لحظه‌های زندگی‌ام، پیوندی ناگسستنی پیدا کرده. این تصنیف دورترین و محوترین خاطرات را به یادم می‌آرود.

برای‌ام بوی عید می‌دهد، بوی دل‌تنگی، بوی باران و گاهی هم بوی اردی‌بهشت. «مگه نه» شاید حکایت همان کهنه کتابی باشد که باید دعا کنیم تا کسی لای آن‌را نگشاید؛

سیدعلی صالحی راست می‌گفت: من هم از حدیث دیر و دوری تو می‌ترسم! «مگه نه»، شاید حکایت شجریان جوانی باشد که درگیر آزمون و خطاست. اما شجریان جوان، آن‌قدر این اثر را زیبا و پخته خوانده است، که کمک می‌کند تا فرضیه‌ی «شجریان، شجریان متولد شده است» برای من از «فرضیه» تبدیل به «قضیه» شود.

 به‌یک‌باره تصمیم به نوشتن درباره‌ی این تصنیف گرفتم. دلیل‌اش را درست نمی‌دانم. به قول پاسکال: «دل، دلايلی دارد كه عقل از آن بی‌خبر است». شاید، علت‌اش، شریک کردن شماست، در لذت بردن از شنیدن این تصنیف؛ چون ممکن‌ است، نخستین بار باشد که «مگه نه» را می‌شنوید.

آهنگ‌ساز آن، «عطاالله خرم» است. نامِ بزرگ او را بسیار شنیده‌ایم. او ترانه‌های ماندگاری ساخته است. آهنگ‌سازی که ذهن خلاقی داشت و ملودی‌های ساده را به زیبایی در ذهنش می‌پروراند. تلفیق دقیق شعر و موسیقی را خوب می‌دانست و در این قطعه با استاد شجریان و همراهی شعری از «بیژن سمندر» شاعر بزرگ شیرازی، شاه‌کاری بی‌بدیل آفریده.

یادِ هر سه‌شان گرامی.

 من و تو قصه‌ی یک کهنه کتابیم، مگه نه؟

یه سوالیم، یه سوال بی‌جوابیم، مگه نه؟

یه روزی قصه‌ی پرغصه‌ی ما تموم می‌شه آخرش نقطه‌ی پایان کتابیم، مگه نه؟

پشت هم موج بلا می‌شکنه و جلو میاد وای بر ما که رو آب مثل حبابیم، مگه نه؟

کی می‌گه ما با همیم، ما که با هم جفت غمیم دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم، مگه نه؟

 ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره؟ آسمون خشکه و ما تشنه‌ی آبیم، مگه نه؟

کار دنیا رو که چشمم دیده بود، گفت به دلم ما دو تا پنجره‌ی رو به سرابیم، مگه نه؟

اگه تا دامن خورشید خدا هم برسیم آخر از بوسه‌ی خورشید کبابیم، مگه نه؟