مصاحبه اختصاصی «خبرجنوب» با قهرمان خردسال شیرازی شطرنج آسیا
روزهای شطرنجی کیاشا؛ داستانی از بازی کودکانه تا قهرمانی آسیا
علی جمشیدپور - «خبرجنوب»/ شاید شطرنج، پیش از آنکه یک بازی باشد، تمرینی برای فهمیدن «زندگی» باشد؛ جهانی کوچک که انسان در آن، هستی را در ۶۴ خانه بازسازی کرده و برای بسیاری از اتفاقاتی که در زندگی از آنها گریزی نیست، قاعده ساخته است. در شطرنج، برد و باخت، امید و ناامیدی و رسیدن و از دست دادن، کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
هر مهره که جابهجا میشود، بخشی از آینده را میسازد و همزمان بخشی از امکانهای دیگر را از بین میبرد. انتخاب، درست شبیه زندگی، همیشه با از دست دادن همراه است و برای رسیدن به یک خانه، گاهی باید از خانهای دیگر گذشت.
شاید به همین دلیل شطرنج فقط فکر کردن را یاد نمیدهد؛ صبر کردن، پذیرفتن اشتباه، کنار آمدن با شکست و دوباره شروع کردن را هم به انسان میآموزد. شاید زیباترین درس شطرنج را بتوان در کوچکترین مهرههای آن پیدا کرد؛ سربازی که از سادهترین نقطه آغاز میکند و اگر از تمام موانع عبور کند، در پایان مسیر میتواند به چیزی تبدیل شود که در ابتدای راه حتی تصورش را هم نمیکرد.
کیاشا محبوبی پسر خردسالی است که برای رسیدن به معنای زندگی، ورزش ذهن را انتخاب کرده است. کودکی که شطرنج را از پنج سالگی و با جذابیت مهرهها آغاز کرد، اما خیلی زود این بازی برایش به جهانی تبدیل شد که در آن باید فکر میکرد، انتخاب میکرد، اشتباه میکرد و دوباره از نو شروع میکرد.
شاید هنوز برای کودکی در این سن زود باشد که درباره فلسفه زندگی حرف بزند، اما وقتی پای صحبت کیاشا مینشینیم، میتوان دید که او خیلی زود با مفاهیمی روبهرو شده که بسیاری از انسانها سالها برای فهمیدنشان زمان نیاز دارند؛ اینکه هر انتخابی هزینهای دارد، برای رسیدن باید صبر کرد و شکست پایان راه نیست.
پنج سالگی برای بسیاری از کودکان، سن بازی با اسباببازیهاست؛ برای کیاشا اما آغاز مسیری بود که امروز او را به سکوی قهرمانی آسیا رسانده است. این شطرنجباز نونهال شیرازی متولد سال ۲۰۱۷، در بیستوهفتمین دوره مسابقات شطرنج نونهالان و نوجوانان آسیا در تایلند، در رده زیر هشت سال هر سه مدال طلای بخشهای استاندارد، سریع و برقآسا را به دست آورد.
کیاشا این روند را در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه داد و در مسابقات بینالمللی Kids Expo Chess Cup در عشقآباد ترکمنستان، در رده زیر ۱۰ سال در هر دو بخش سریع و برقآسا قهرمان شد. او در این رقابتها که ۹۶ شطرنجباز از هشت کشور حضور داشتند، در ۱۶ بازی سریع و برقآسا بدون شکست و تساوی به ۱۶ پیروزی رسید.
اما پشت این مدالها، فقط چند ساعت نشستن پشت صفحه شطرنج نیست. خانوادهای قرار دارد که بخش زیادی از زندگی خود را با تمرین، مسابقه، سفر، هزینههای اعزام و فشارهای روحی این مسیر گره زده است.
در ادامه گفت و گوی جذاب کیاشا، پدر و مادرش را با «خبرجنوب» می خوانید.
کیاشا محبوبی؛ «مهرههای شطرنج برایم جذاب بودند»
وقتی از کیاشا پرسیدیم چرا شطرنج را انتخاب کرده و سراغ فوتبال نرفته است، پاسخ او ساده و کودکانه بود.
کیاشا گفت: «از همان ابتدا به شطرنج علاقه داشتم و مهرههایش برایم جذاب بودند؛ اینکه پیاده یکجور حرکت میکند و مهرههای دیگر هرکدام حرکت متفاوتی دارند.»
او درباره سختیهای این رشته نیز بیان کرد: «سخت بود. آدم باید بنشیند تمرین کند، فکر کند و برای هر حرکت نقشه داشته باشد.»
با وجود این سختیها، هدف کیاشا روشن بود؛ او میخواست «استاد بزرگ و قهرمان جهان» شود؛ رؤیایی بزرگ برای کودکی که هنوز سالهای زیادی تا رسیدن به بزرگسالی فاصله دارد.
پدر کیاشا؛ «از پنج سالگی فهمیدیم استعداد زیادی دارد»
پدر کیاشا که خودش علاقهمند به فوتبال بود، درباره شروع فعالیت فرزندش اظهار کرد: «خودم فوتبال را دوست داشتم، اما کیاشا از سن خیلی کم شروع کرد و فکر میکنم حدود پنج سالگی بود که وارد شطرنج شد. فوتبال برایش کمی زود بود و بعد از اینکه وارد مسیر شطرنج شدیم، دیدم واقعاً استعداد زیادی هم دارد.»
او تأکید کرد خانواده تلاش کرده علاقه کودک را به رسمیت بشناسد: «آدم باید به هر چیزی که علاقه دارد ادامه بدهد. شاید اگر کیاشا فوتبال را انتخاب میکرد، شرایطش بهتر میشد و شاید هم نمیشد؛ هیچکس نمیتواند این را پیشبینی کند. اما حالا مسیری را انتخاب کرده که دوستش دارد و ما هم در کنارش هستیم و حمایتش می کنیم.»
این مسیر البته هزینههای زیادی داشت. پدر کیاشا ابراز کرد: «سعی میکنیم هزینهها را با پساندازی که داریم مدیریت کنیم. من و مادرش هم از بعضی علایق و خواستههای خودمان گذشتهایم.»
او درباره اعزامها نیز توضیح داد: «اگر اعزام در قالب تیم ملی و سهمیه فدراسیون باشد، بخشی از هزینهها را فدراسیون متقبل میشود، اما کیاشا به دلیل سن پایین نیاز به همراه دارد و هزینه همراه تقریباً به صورت کامل بر عهده خودمان است.»
به گفته او، هزینه مسابقات، کلاسهای آموزشی و مربی نیز بر عهده خانواده بود.
توصیه پدر؛ علاقه بچهها را پیدا کنید
پدر کیاشا معتقد است خانوادهها نباید علایق خود را به فرزندان تحمیل کنند.
او گفت: «نباید بچه را مجبور کرد که حتماً در یک رشته خاص فعالیت کند. والدین باید ببینند بچهشان در چه زمینهای علاقه دارد و استعدادش در کدام مسیر است و بعد در همان زمینه، چه از نظر عاطفی و چه مالی، از او حمایت کنند.»
مادر کیاشا؛ «سختترین کار، مدیریت روحیه او بعد از شکست است»
اما بخش دیگری از این مسیر در خانه اتفاق میافتاد؛ جایی که خانواده باید فشار روحی یک ورزشکار کمسنوسال را مدیریت میکرد.
مادر کیاشا گفت: «واقعاً سختترین کار است. خیلی وقتها نمیدانیم چه کاری باید انجام بدهیم و هر راهی را امتحان میکنیم، اما جواب نمیدهد.»
او درباره فشار مسابقات نیز گفت: «وقتی میخواهد به مسابقه برود، خودش فشار زیادی رویش است و گاهی نمیتواند خودش را کنترل کند. به همین دلیل خانواده هم تا حد زیادی تحت تأثیر شرایط کیاشا قرار گرفته است.»
با این حال، مادر کیاشا موفقیتهای فرزندش را ارزشمند دانست و گفت: «زندگی ما شطرنجی شده، البته به معنای مثبتش. خیلی هم خوش میگذرد. یک برد یا یک مقام کیاشا واقعاً ارزش هزار سختی را دارد.»
او درباره تجربه ای که به دست آورده اند نیز تأکید کرد: «مهمترین چیزی که خانواده یک ورزشکار حرفهای نیاز دارد، صبر است.»
گلایه از هزینهها و کمبود حمایت
هرچه سطح کیاشا بالاتر میرفت، هزینههای مسیر نیز بیشتر میشد. پدر او گفت: «هرچه سطح کیاشا بالاتر میرود، مربی تخصصیتر میخواهد و هزینهها بیشتر میشود.»
او همچنین از مشکلات اینترنت و سفرهای متعدد گلایه کرد و گفت در تابستان اخیر چندین بار به شهرهای مختلف سفر کردهاند که هرکدام هزینه و دشواری خاص خود را داشته است.
پدر کیاشا همچنین درباره حمایت پس از قهرمانی آسیا گفت: «بعد از اینکه کیاشا قهرمان آسیا شد، صحبت از این بود که برای قهرمانان و کسانی که در تیم ملی افتخارآفرینی میکنند، حمایتهایی در نظر گرفته شود. ما پیگیری کردیم، اما تا الان چیزی دریافت نکردهایم.»
او البته حمایت را فقط مالی ندانست و معتقد بود یک تماس و پیگیری ساده نیز میتواند برای خانواده یک ورزشکار دلگرمکننده باشد.
پدر کیاشا همچنین گفت بعد از موفقیتهای فرزندش، توجه خانوادهها به شطرنج در فارس بیشتر شده است: «ممکن است از بین هزار نفری که به این رشته میآیند، یک استعداد پیدا شود و شکوفا شود.»
رؤیای کیاشا؛ استاد بزرگ و قهرمان جهان
در میان تمام صحبتهای خانواده، شاید مهمترین جمله همان چیزی بود که خود کیاشا درباره آیندهاش گفت؛ «استاد بزرگ شدن و قهرمانی جهان».
او در سنی که بسیاری از همسنوسالانش هنوز شطرنج را صرفاً یک بازی میدانستند، تمرین و مسابقه را بخشی از زندگی خود کرده بود. کودکی که پنج سالگی با جذابیت مهرهها وارد این جهان شد، امروز میدانست برای رسیدن به هدفش باید فکر کند، تمرین کند، شکست بخورد و دوباره شروع کند.
هنوز راه رسیدن به سطح استاد بزرگی طولانی است و نمیتوان آینده یک کودک را پیشبینی کرد، اما علاقه، استعداد و موفقیتهای کیاشا تاکنون، نشانههایی از مسیری بود که میتوانست ادامهدار باشد.
شاید مهمتر از مدالهای طلایی کیاشا، چیزی باشد که شطرنج در همین سالهای کودکی به او آموخته است؛ اینکه هر انتخابی پیامدی دارد، برای رسیدن باید صبر کرد و شکست، پایان بازی نیست.
کیاشا هنوز کودک است، اما شطرنج او را خیلی زود با انتخاب، صبر، شکست، پیروزی و دوباره شروع کردن آشنا کرده است. شاید همین تجربهها کمک کند او در سالهای آینده، نه فقط در شطرنج، بلکه در زندگی نیز چند حرکت جلوتر از بسیاری از همسنوسالانش را ببیند.
Admin 6 




