تپش فرهنگ کهن در قلب نسل امروز

سنا امیری‌مظهر، نقال شاهنامه: می خواهم سفیر فرهنگ ایران باشم

تپش فرهنگ کهن در قلب نسل امروز

مرجان دهقانی-«خبرجنوب»/ سنا امیری‌مظهر، دانش‌آموز 11 ساله شیرازی از آن دسته کودکانی است که علایقش به یک رشته محدود نشده است از شعرخوانی و نقالی شاهنامه گرفته تا نوازندگی تنبک، بازی در تئاتر، حضور در فیلم کوتاه، ورزش و نقاشی، هر کدام بخشی از فعالیت‌های او را تشکیل می‌دهند. با این حال شاهنامه و روایت داستان‌های آن جایگاه ویژه‌ای در زندگی‌اش دارد علاقه‌ای که از سال‌های نخست مدرسه شکل گرفته و حالا به آرزوی اجرای شاهنامه به زبان انگلیسی و معرفی فرهنگ ایران به کودکان دیگر کشورها رسیده است. گفت وگوی ما را با این دختر هنرمند را می خوانیم.

از حافظ‌خوانی تا نقالی شاهنامه

اولین باری که روی صحنه رفتی چه احساسی داشتی؟

خیلی خوشحال بودم، ولی استرس و اضطراب هم داشتم. بیشتر خوشحال بودم چون می‌دانستم که می‌توانم و فکر می‌کردم برنده می‌شوم. بعد هم شدم.  اولین بار که اجرا کردم، توی دلم گفتم «من می‌تونم» و تونستم و مقام اول رو آوردم.

با کدام شاعر بیشتر ارتباط می‌گیری؟

حافظ، سعدی و فردوسی را خیلی دوست دارم.

فردوسی را دوست دارم چون اسطوره‌های شاهنامه میراث فرهنگ ما هستند و من فرهنگ خودمان را خیلی دوست دارم. شاهنامه را هم خیلی دوست دارم. حافظ را دوست دارم چون شعرهایش ما را به خدا نزدیک‌تر می‌کند و سعدی را هم دوست دارم چون چیزهای پندآموز و خوب به ما یاد می‌دهد.

از بین شخصیت‌های شاهنامه، کدام شخصیت را بیشتر دوست داری؟

رستم.

اگر می‌توانستی با رستم صحبت کنی، چه می‌گفتی؟

بهش می‌گفتم نباید اسفندیار رو می‌کشتی. می‌تونستی باهاش صحبت کنی یا چیزهایی که می‌خواست ازش بگیری. به نظرم به خاطر یک اشتباه باعث شدی پدرت، زال، تا آخر عمر ناامید بشه.

اگر با سیاوش صحبت می‌کردی، چه می‌گفتی؟

به سیاوش می‌گفتم درست است که پدرت، کیکاووس‌شاه، بهت گفت باید از آتش رد بشی، اما چرا رفتی توران که به خاطر برادر ناتنی افراسیاب کشته بشی؟

به گردآفرید چه می‌گفتی؟

بهش می‌گفتم شما یکی از بهترین کسانی هستید که ایران را نفروختید.

وقتی روی صحنه می‌روی و می‌بینی همه ساکت شده‌اند و به تو نگاه می‌کنند، چه حسی داری؟

یک احساس خوبی پیدا می‌کنم. با خودم می‌گویم اگر خوب اجرا نمی‌کردم، این‌طوری به من نگاه نمی‌کردند. پس به خودم افتخار می‌کنم که طوری نقالی می‌کنم که مردم به من توجه می‌کنند.من علاقه عجیبی به شاهنامه‌خوانی دارم. دوست دارم ده به ده، محله به محله و استان به استان بروم و شاهنامه‌خوانی کنم.حتی دوست دارم شاهنامه را به زبان انگلیسی اجرا کنم. افتخار می‌کنم که داستان‌های حکیم ابوالقاسم فردوسی را می‌خوانم.دوست دارم اسطوره و میراث کشورم را به همه نشان بدهم و به مردم ایران بگویم که ما این اسطوره‌ها، این میراث و این فرهنگ را داریم.

در نقالی باید صدای شخصیت‌های مختلف را تغییر بدهی. چطور این کار را یاد گرفتی؟

تمرین و تلاش کردم. کلاس‌های مختلف رفتم که بتوانم صدام را عوض کنم. ویدئوهای مرشد کاووسی و مرشد ترابی را هم دیدم و از روی آنها تمرین کردم تا توانستم لحن و صدام را تغییر بدهم.

وقتی بزرگ شدی، دوست داری با صدایت چه کاری برای مردم ایران انجام بدهی؟

دوست دارم سفیر فرهنگ ایران شوم تا بتوانم کشور به کشور، ده به ده و محله به محله می‌روم و اسطوره‌هایمان را به مردم نشان می‌دهم.

اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوی و ببینی یکی از شخصیت‌های شاهنامه شده‌ای، چه کسی را انتخاب می‌کنی؟

فریدون؛ چون ضحاک را بست و دیگر مردم ایران به خاطر آن دو مار کشته نشدند. بعد از فریدون دوست دارم رستم باشم، ولی اسفندیار را نکشم. یا اسفندیار باشم و برای طمع تاج و تخت به جنگ رستم نروم.

حتی دوست دارم گشتاسپ باشم، ولی دوست ندارم برای تاج و تخت، اسفندیار را به جنگ رستم بفرستم و باعث شوم بچه‌ام به دست پهلوان ایران کشته شود. اگر هم رستم باشم، سهراب را نمی‌کشم و زودتر می‌فهمم که سهراب پسرم است.

برنامه‌ات برای آینده چیست؟

دلم می‌خواهد خدمتگزار وطنم، ایرانم باشم. می‌خواهم به بچه‌ها فرهنگ، اسطوره و میراث مان را معرفی کنم و بگویم سرزمین ما ایران چقدر دلاوری‌ها و اسطوره‌های زیادی دارد.

چه زمانی فهمیدی به شاهنامه و نقالی علاقه داری؟

کلاس اول بودم. یکی از دوستانم اجرا کرد و من علاقه‌مند شدم. بعد رفتم کلاس و چیزهای مختلف را یاد گرفتم.

بعد ویدئوهای مرشد ترابی را دیدم و خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. دوست داشتم مثل او یک نقال موفق بشوم و برای مردم، اسطوره‌هایشان را روایت کنم.

سخت‌ترین بخش نقالی برای تو چه بوده است؟

اینکه صدام را عوض کنم، با حرکت دست‌ها اجرا کنم و بلند صحبت کنم. بعضی وقت‌ها میکروفن گیرم نمی‌آمد و در یک صحنه بزرگ مجبور بودم بدون میکروفن داد بزنم تا صدام به همه برسد.

بعد از این همه تمرین، چه تغییری در خودت احساس می‌کنی؟

خیلی تغییر کردم. اولین باری که اجرا کردم، صدام خیلی خوب و زیبا به گوش نمی‌رسید، اما الان وقتی اجرا می‌کنم، همه ساکت می‌شوند و به اجرای من نگاه می‌کنند.

از جشنواره‌های ملی تا اجرا برای مهمانان خارجی

سنا تاکنون در برنامه‌ها و رویدادهای مختلف فرهنگی و هنری حضور داشته است. از جمله فعالیت‌های او می‌توان به نقالی در تالار احسان، اجرای برنامه در هتل زندیه برای مهمانان خارجی در شب یلدا، حضور در دانشگاه شیراز به مناسبت روز مادر و اجرا در هتل طوبی اشاره کرد.او همچنین در حافظیه، سعدیه، سازمان تبلیغات اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برنامه اجرا کرده است.

در کنار نقالی، تجربه حضور در چند اثر نمایشی و تصویری را نیز دارد. بازی در فیلم کوتاه «صلح سرد»، حضور در پرفورمنس «سیمرغ عطار» و ایفای نقش در دو تئاتر با عنوان‌های «و که حرف نمی‌زنه» و «دوستی با ستاره» از جمله تجربه‌های اوست.

سنا در حوزه تعزیه نیز تجربه اجرا دارد. او در سال نخست حضورش در یک تعزیه بزرگ در درودگاه برازجان، نقش حضرت رقیه(س) و در سال دوم نقش حضرت سکینه(س) را اجرا کرده است.

پدیده سومین جشنواره ملی استعدادهای صحنه بوشهر

کسب مقام پدیده سومین جشنواره ملی استعدادهای صحنه بوشهر،مقام دوم جشنواره ملی «بر سمند سخن» در اصفهان و انتخاب به‌عنوان برگزیده جشنواره بزرگداشت فردوسی در برازجان، از جمله افتخارات اوست.

فعالیت‌های هنری سنا به نقالی و شاهنامه‌خوانی محدود نمی‌شود. او تجربه اجرای صحنه‌ای، قصه‌گویی، مونولوگ با موضوع کودک خیابانی و مجری‌گری را نیز در کارنامه خود دارد و در زمینه اجرا به دو زبان فارسی و انگلیسی فعالیت کرده است. مولاناخوانی و خواندن مناجات از دیگر علاقه‌مندی‌های اوست. سنا همچنین در بخش گلستان‌خوانی موفق به کسب مقام دوم کشوری شده است تجربه‌هایی که از علاقه او به شعر، ادبیات و حضور روی صحنه حکایت دارد.