ز کودکی خادم این تبار محترمم| بازار کتیبه فروش ها

از چند هفته گذشته تکایا، مسجد ها و حسینیه ها تکاپوی آماده سازی هیاتشان را شروع کرده‌اند و چیزی که بیشتر از همه به چشم میخورد کتیبه ها و پرچم هایی است که دست به دست میچرخد تا تمام فضای شهر و هر کوی و برزنی را سیاه پوش عزای امام حسین(ع) و یارانش کند. اوج این تکاپو بازار کتیبه فروشهای ناصر خسرو است.

ز کودکی خادم این تبار محترمم| بازار کتیبه فروش ها

به گزارش سایت خبرجنوب، پا به پای چند کودک ۱۰ تا ۱۲ساله که امسال در فضای کوچک حیاط خانه خود هیئت کوچکی برای هم سن و سالهای خود راه انداخته اند، شدم. آنها پولهایشان را جمع کرده اند و قصد دارند برای سردر هیئتشان یک پرچم خوشامدگویی به مراسم عزاداری و برای قسمت پشت مداح یک کتیبه زیبا بخرند. دلشان پر شده از عشق و ارادت به سالار شهیدان و می‌خواهند این ارادت را با مدیحه سرایی خودشان در هیات ساده و بی آلایششان نشان دهند.

مسیر خرید کتیبه

اول از همه نمی دانستند که برای خرید کتیبه و پرچم باید کجا بروند. در تهران برخی پاساژ مهستان در خیابان کارگر، جنوب میدان انقلاب را به آنها معرفی کرده بودند و برخی دیگر بازار کتیبه فروش های ناصر خسرو را. بعد از کمی تامل تصمیم گرفتند تا به بازار کتیبه فروشهای ناصر خسرو بروند. سوار مترو شدند. مترو شلوغ بود و خیل عزادارانی که با شروع محرم لباس سیاهشان را به تن کرده بودند به چشم می خورد که این خود نشان دهنده ملت امام حسینی کشورمان است. با شنیدن صدای مترو پانزده خرداد به سختی از میان جمعیت گذشتند و از مترو پیدا شدند. بعد از بالا آمدن از پله های مترو خودشان را نزدیک سبزه میدان بازار دیدند. بازار خیلی شلوغ بود و کمی ترس گم شدن در چشم تک تکشان دیده می شد. دست در دست هم به سمت ناصر خسرو حرکت کردیم. هرچه به ناصر خسرو نزدیکتر می شدیم، جمعیت بیشتر می شد.

ز کودکی خادم این تبار محترمم| بازار کتیبه فروش ها

مغازه های کتیبه فروشی

بالاخره رسیدیم بوی اسپند و عود فضای بازار را پوشانده بود. در کنار پرچم و کتیبه ها، طبل‌های بزرگ، سنج، زنجیر،شمایل دست حضرت عباس و هزاران چیز دیگر به چشم می خورد و در کنار صدای مداحی، صدای چرخ خیاطی به گوش می‌رسید. آقای خیاط اگر از بین کتیبه ها چیزی را نمی‌پسندید بنابر سفارش شما کتیبه را با چرخ گلدوزی میکرد. تازه با رسیدن به بازار بحث بچه ها بالا گرفت. آنجا تنوع بالای انواع کتیبه و پرچم، تصمیم برای انتخاب را مشکل می‎‌کرد. تا اینکه بالاخره یک یا حسین زیبا با رنگ قرمز با پشت زمینه مشکی چشم همه شان را به سمت خود جلب کرد. یکی از بچه ها دستی روی کتیبه کشید و قطره اشکی از گوشه چشمش چکید و گفت: «بچه ها این کتیبه منو صدا زد اینو بگیریم؟» و همه با تکان دادن سر تاییدش کردند. گویا بغض اجازه صحبت کردن را به آنها نمی‌داد. 

بچه ها پس از انتخاب همه ملزوماتشان تازه رفتند در فکر که آیا انتخابهایشان با جیبشان همخوانی دارد یا نه؟

تا بچه ها مشغول هم فکری بودند، من از چند فروشگاه دیگر در مورد قیمت‌ها پرس و جو کردم. قیمت ها خیلی متنوع بود. پرچم محرم خیابانی سایز ۸ متری از ۹۵۰ هزارتومان شروع و تا ۱۰ متری ۱.۵ میلیون تومان بود. سایر مدل ها هم از ۶۵۰ هزار تومان تا ۹۵۰ هزار تومان قیمت گذاری شده بودند. هر چه طول عرض آن بیشتر می‌شد، قیمت‌ها نیز بالاتر می‌رفت. در این بین پرچم های ساتن قیمت پایینتر و پرچمهای مخمل قیمت بیشتری داشتند. اغلب کسانی که قصد داشتند فضای بزرگی را سیاهپوش کنند به علت مقرون به صرفه بودن، ریسه های مشکی می خریدند. ریسه های مشکی ساده نسبت به ریسه های مشکی چاپی قیمت مناسبتری داشت.

ز کودکی خادم این تبار محترمم| بازار کتیبه فروش ها

کتیبه های ستونی، کتیبه ای مخمل، گلدوزی، چاپی، طلاکوب و انواع دیگر کتیبه در بیشتر صباغی ها به چشم می خورد. علاوه بر این خیلی ها دنبال پارچه مشکی ساده برای پوشاندن دیوارها بودند که در انواع مختلف ساتن، ساده، نانو، فلامنت موجود بود و از متری ۱۲۰ تومان شروع می‌شد.

ز کودکی خادم این تبار محترمم| بازار کتیبه فروش ها

وقتی برگشتم دیدم بچه ها پرچم ها و کتیبه هاشان را خریدند و خوشحال از خریدشان به خانه برگشتیم. خوشحال از اینکه امشب هیات بی ریاشان رنگ و بو گرفته و مزین به اسم امام حسین علیه السلام شده است.